روایت بیگانگی پرستاران بیهوشی با کاهش تعرفه متخصصان بیهوشی!
نسخه چاپی

زهره رحیمی

روایت بیگانگی پرستاران بیهوشی با کاهش تعرفه متخصصان بیهوشی! 

 

من یک پرستار بیهوشی هستم. از خودم می‌پرسم آیا کاهش تعرفه متخصصان بیهوشی و اعتراضات و انتقادات پیوسته‌ی آن، به من ارتباطی پیدا میکند؟ آیا در کنار سکوت بخش گسترده‌ای از همکاران، باید نسبت به این مسئله حساسیتی نشان دهم و واکنشی داشته باشم؟

 

در نظام سلامت ما - علیرغم آنچه به نظر میرسد - درکی از شبکه‌ی قدرت در بین نیروهای مجموعه شکل نگرفته است. گروه‌های متعدد دانشجویان، پزشکان، پرستاران، خدمات، کادر اداری، مدیران و اساتید خود را چون یک پیکر یکپارچه که منافع و مضار تمامی رده‌هایش به هم گره خورده است، نمی‌بینند و گویی مسیر مصالحِ شغلی هر کدام از این گروه‌ها در سمت و سویی جدا از دیگری تعریف شده است. 

 

طراحی این پیکر چندپاره پدیده‌ایست که میتواند در زمان تدوین سیاست‌های کلان در هر کشوری به دست سیاستمدارانی که معنای قدرت را با گوشت و خون خود لمس می‌کنند، رقم بخورد و واقعیت‌بخشیدن به آن در سایه غفلت اعضای این پیکر، به خود بدنه سپرده می‌شود و الحق که ما نیز در ترسیم و تجلی این نقش چند پاره، طراحان را روسپید می‌کنیم. بطوری که گاه، در عمل به ورطه‌ای می‌افتیم که احقاق حقوق بخشی از ما در گرو تضییع و نفی حقوق دیگری رقم می‌خورد. 

 

صد البته رویکردهای کلان اقتصادی در قالب نگاه سرمایه‌دارانه و گرایش‌ به روشن نگه‌داشتن مرزهای طبقاتی از یک سو و بیگانگی روزافزون نیروی کار از کار، به مدد تکنولوژی و تجهیزات الکترونیک و به تبع آن بیگانگی گروه‌های کاری از یکدیگر، از عوامل مهم و بنیادی ایجاد این پدیده‌ در سطحی جهانی‌اند. اما در ادامه این یادداشت مروری کوتاه بر عوامل داخلی ایجاد و تقویت این از هم گسستگی و چندپارگی می‌اندازم:

 

۱. در نظام آموزش دانشگاهی حوزه سلامت، آشنایی با ساختارها و درک اجزا و سطوح این پیکره سهمی حداقلی یا صفر را دریافت کرده است. تقریبا فارغ‌التحصیلی نداریم که پس از خروج از دانشگاه بتواند نقشه نظام سلامت را در یک تابلوی فرضی ترسیم کند و قادر به تفسیر روابط و تعاملات درون و برون سازمانی آن باشد. لذا رویکرد شبکه‌ای به این حوزه، مهجور و غریب است و تنها در واژه "نظام سلامت" در گفتمان ادبی ما گنجانده شده است. پرهیز از بارز کردن شکل و ظرفیت این شبکه در سرفصلهای آموزش ضمن خدمت نیز آشکار است.

 

۲. فرایندها، قوانین و بخشنامه‌های مصوب و جاری به شدت به این از هم گسستگی دامن می‌زنند. تنوع گونه‌های مختلف استخدام از رسمی و پیمانی و قراردادی و تمدید طرح و موقت و ۸۹ روزه و ... در دوره‌های مختلف هر کدام منافع و حقوق بخشی از این پیکر عظیم را در مسیری جدا انداخته است. نتیجه آنکه مزایا و محدودیت‌های یک گروه، به نظر شامل دیگر بخشها و مجموعه‌ها نمی شود و مسائل یک گروه و رده، حساسیت دیگر گروه‌ها را برنمی‌انگیزد.

 

۳. عامل سوم دولت‌زدگی و بی‌تاثیری نظام‌های صنفی است. نظام‌های صنفی که در قالب هیات‌های اجرایی خلاصه شده‌اند، بیشتر مشی بوروکراتیک و حاکمیتی را به نمایش میگذارند تا بلندگوی شفاف و مقتدر اعضای صنف باشند. خلق و تقویت شبکه مویرگی قدرت و ایجاد حوزه نفوذ برای تک‌تک اعضای صنف در نظام سلامت، رسالتی بیگانه در مسیر وارونه‌ایست که این اتحادیه‌ها در پیش گرفته‌اند.

 

زهره رحیمی- مسئول کمیته اقشار و اصناف حزب اراده ملت ایران شعبه همدان

 

www.noticiasnebraska.com/blog/wp-content/uploads/2015/03/union-vzlaya.jpg


 


نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی:  

 

 
 
جدیدترین عناوین خبری