شاخصه های نهادینگی در حاما چگونه طی شد؟
نسخه چاپی

گزارشی از سایت خبری تحلیلی صدای ایران - منتشر شده در بهمن 1394

برای بررسی و نشان دادن شاخصه های احزاب پیش از هر چیزی می بایست میان دو مقوله "سازمان" و "نهادینگی" تمایز نهاد.

سازمان صرفا به نظم و نسق میان امور و انضباط ساختاری اشاره دارد، اما نهادینگی به عمق یافتن و طبیعی شدن این روند اشاره دارد. وقتی نظم از حالت مصنوعی و اجباری به نظم طبیعی و داوطلبانه بدل شود یا بهتر بگوییم از مصنوعی بودن به طبیعی بودن میل کند (اگرچه حتی نیل نکند)

نهادینگی دارای چند مشخصه است؛ اولین مشخصه "قدمت" است. در این مشخصه، حزب حاما در دامان جمهوری اسلامی، از قدمت قابل توجهی برخوردار است (تاسیس در سال 1369) و این استمرار عمر تا زمان حاضر و فراتر از این، اعتلای حزب مزبور، یکی از بینات نهادینگی و نهاد بودن این حزب علاوه بر سازمان بودن آن است.

یکی دیگر از شاخصه های نهادینگی، استمرار یک سازمان و در این مقال حزب با وجود تصدی رهبران مختلف است. هر چه تعداد رهبرهای یک حزب در طول زمان بیشتر باشد، نهادینگی یک حزب بیشتر است. اکثر احزاب درتاریخ معاصر ایران، احزابی شخص محور بوده اند که پس از مرگ یا برکناری رهبر و رئیس اولیه اگر رسما تعطیل هم نشده باشند، ولی در عمل منفعل و متروک شده اند. حزب حاما با وجود داشتن رهبری های مختلف و شورای مرکزی متنوع که حاصل انتخابات قانونی بوده است، نه تنها موجودیت خود را حفظ کرده است، بلکه توانسته به مراحل جدی تر و شکوفاتری گام بگذارد.

دیگر شاخصه نهادینگی، اصل تنوع است. تصور کنید یک کمپانی که تک حصولی باشد، براحتی در معرض ورشکستگی قرار می گیرد اما یک کمپانی که تنوع تولید دارد به راحتی خود را با نیاز روز منطبق می کند. حاما با تأکید بر اصل اعتدال و عقلانیت روزآمد و عینی و نیز با تکیه بر تنوع تولیدات فکری و پیامی طیف وسیعی از جوانان تا زنان و سایر اقشار را در برگرفته است؛ امری که در کمیته های حزب مذکور به خوبی هویداست.

نقطه ضعفی در برخی احزاب دیده می شود؛ این است که وامدار سایر احزاب و یا وارث حزبی منحل شده هستند؛ این ضعف استقلال و نهادینگی احزابی این چنینی را تضعیف می کند. حاما با حفظ استقلال و نام و مرام توانسته در عین روزآمد بودن و وفاداری به نظر عمومی و مردم سالاری، از چنین اتهاماتی کاملا مبرا باشد.

دیگر شاخصه نهادینگی، تخصیص کاردی در عین تنوع ساختاری است؛ در حاما وظایف به نحوی جزئی و مشخص توزیع شده اند؛ این امر هم از تمرکزگرایی جلوگیری کرده است و هم از بی نظمی و کندی عملکرد؛ وقتی وظایف مشخص به افراد و کمیته های مشخص محول شده است، این یکی از شاخصه های تحسین برانگیز حاما است.

یکی دیگر از شاخصه های نهادینگی، گستردگی سازمانی است؛ وجود کمیته های متکثر، تعداد قابل توجه اعضا و نیز شعب حزب در شهرستان های مختلف حتی شهرستان های محروم و کوچکی مانند مرودشت از دیگر شاخصه های نهادینگی حاما است.

یکی دیگر از شاخصه های نهادینگی قانونی بودن است؛ علاوه بر قانونی بودن، هماهنگی با ساختار کلی قدرت از دیگر شاخصه های نهادینگی است. این دوشاخصه اخیرالذکر به قوت خاصی در حاما وجود دارد و  یک وجه برتری حاما نسبت به دیگر احزاب اصلاح طلب محسوب می شود.

در مجموع با توجه به ضعف کلی و بنیادین مقوله حزب در ایران و موانع ساختاری و فرهنگی که در تاریخ معاصر در برابر رشد فرهنگ متحزب یا حزب گرایی وجود داشته است، حزب حاما توانسته حد مناسبی از تحزب و اصول نهادینگی حزبی را به تجلی برساند.

انطباق ویژگی های حزب اراده ملت با شاخصه های نهادینگی

با یک بررسی اجمالی می توان انطباق شاخصه های نهادینگی را با ویژگی های حزب اراده ملت (حاما) مشاهده کرد. این شاخصه های نهادینگی با رجوع به سایت حاما و مطلبی تحت عنوان "چرا ما هستیم" مستفاد و مستخرج می گردد.

عقل گرایی و منفعت گرایی به جای عاطفه گرایی؛ شاخصه ای برای نهادینگی

حاما در مطلب "چرا ما هستیم"  نوشته است: "از جمله خصلت های ساختاری در ایران که در تاریخ فرهنگ این مملکت موجود است رفتارهایی مبتنی بر احساس و عاطفه است. این خصلت در اغلب کشورهای جهان سوم به صورت حاکمیت ارزش‌هایی است که بر مبنای احساسات است. در جوامع پیشرفته اغلب رفتارها به ویژه رفتارهای سیاسی معطوف به عقلانیت است . این مشکل، به واقع تاریخی- فرهنگی است و نه حکومتی.

در واقع می‌توان ادعا داشت که در رفتارهای سیاسی ـ‌ اجتماعی مردم جوامع پیشرفته، سه عنصر عقلانیت، واقع‌گرایی و منفعت‌گرایی به وضوح قابل رویت است؛ اما به نظر می‌رسد این سه عنصر در رفتار تاریخی ایرانیان حضور ندارد."

حاما همچون یک شرکت سهامی عام، با هدف و برنامه ریزی مدون و درک شرایط روز و سود سهامداران، با پرهیز از احساسی گری و هرگونه حرکت هیجانی که در گفتمان خشونت مرسوم است، با گاهی ساختاری اولاً ایستارهای ذهنی و فرهنگی را مهمترین عامل سد راه تحزب و دمکراسی می داند و ثانیا با همین نگاه ساختاری، سه گانه عقلانیت، واقع گرایی و منفعت گرایی را پیشنهاد می دهد. ضمن آن که منفعت گرایی با حفظ منافع دیگر احزاب و پرهیز از رقابت غیرقانونی است؛ چرا که غایت القصوای تحزب و حزب مردم سالارانه، همانا حاکمیت "قانون" است.

نگاه غیرشخصی در رهبری (تکیه به رهبری جمعی)

حاما در این رابطه می نویسد: " در میان نخبگان «رهبری طلبی»، «تنزه طلبی» و «خودشیفتگی» از جمله صفات بارزی است که آنها را در یک کار جمعی سیاسی گرد نمی آورد. در حاما، قدرت در دست دبیرکل متمرکز نشده است و به گونه ای شبکه ای و دمکراتیک، قدرت در کل بدنه و ساختار منتشر و منعکس گشته است."

استقلال، شاخصه ای از نهادینگی

استقلال در عین پیچیدگی و عدم جدایی از سایر نهادهای اجتماعی، یکی از شاخصه های نهادینگی احزاب است. حاما، درباره عدم استقلال گروه‌ها و شخصیت های داعیه دار اصلاح در ایران می نویسد:  "در یک صد سال گذشته به جز افرادی که استثنا بوده‌اند ،نه گروه های سیاسی مدعی اصلاح، ریشه در متن مردم داشتند و نه افراد و اشخاص مدعی ارائه نسخه ی سعادت و نجات کشور، مستقل از قدرت های بیگانه بوده اند. بیماری وابستگی برای اشخاص و عدم شکل گیری جریانات اصلاحی از دل جامعه پیشاپیش هر حرکت سیاسی را محکوم به شکست می کرد."

نگاه غیرشخصی و ساختاری؛ مؤلفه ای در نهادینگی (ساختارگرایی)

حاما در مقام نقد و انتقاد نیز، همچنان به نگاه ساختای خود وفادار است. برای همین در "چرا ما هستیم"  می نویسد: "هرچند با پیروزی انقلاب اسلامی شکل نظام از حالت استبداد فردی خارج شده بود و به صورت جمهوری درآمده بود، اما مناسبات حاکم در رابطه بین حاکمیت و مردم تغییری در خور یک نظام جمهوری نکرده بود. رابطه کماکان یک طرفه و آمرانه بود و به هیچ وجه از رابطه عادلانه و دموکراتیک میان دولت و شهروندانش خبری نبود. در این مورد بیش از آنکه تقصیر بر گردن شخص یا اشخاصی باشد، بر گردن حاکمیت استبداد بر تاریخ ماست."

مردم نهادبودن؛ شاخصه حیاتی نهادینگی دمکراتیک

حاما در باره علت و ضرورت موجودیت خود می نویسد: "هیچ یک از این گروهها از پایین شکل نگرفته اند، یعنی پایه های این تشکل ها در کف جامعه نیستند به عبارتی مانند آن درختی نیستند که ریشه در لایه های زیرین جامعه داشته باشند و شاخه و برگ هایشان در بین اقشار و صنوف مختلف اجتماعی گسترده باشد، بلکه به مثابه لوستری هستند که از سقف قدرت و یا دولت آویزان شده اند و بدون تکیه بر رانت های قدرت حاکمیت و ارتزاق از آن قادر به ادامه حیات نمی باشند، کافیست نقطه اتصال به سقف قدرت آنها پاره شود بلافاصله بر کف جامعه سقوط کرده و متلاشی خواهند شد."

مزیت نسبی، عامل نهادینگی برای هر شرکت، مؤسسه و یا برندی است؛ آن چه حاما درباره ضرورت خود و مردم نهادگی خاص خود گفته است، علاوه بر شاخص مردم نهادبودن، شاخص مزیت نسبی را نیز به رخ می کشد.


 


نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی:  

 

 
 
جدیدترین عناوین خبری