گزارش نشست تحلیلی حامای همدان در رابطه با بیانیه کنگره نهم حزب - 1
نسخه چاپی

در این نشست آقایان مجاهد، رعایایی و مسلمی حضور داشتند

روز سه‌شنبه یکم آبانماه 96 در دفترحامای همدان پای صحبت‌های سه میهمان بزرگوار نشستیم تا بیانیه‌ی نهمین کنگره حزب اراده ملت ایران را به نقد بنشینیم. میهمانان ما آقایان حسین مجاهد فعال سیاسی، مجید رعایایی کنشگر کارگری و عضو سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران و رضا مسلمی فعال کانون صنفی معلمان بودند. 5 پرسش به ترتیب از این بزرگواران پرسیده شد که به ترتیب تقدیم مخاطبان می‌شود.

پرسش یک- زهره رحیمی به نمایندگی از حامای همدان پرسید: بخشهایی از متن بیانیه کنگره‌ی نهم حزب اراده ملت ایران با رویکرد انتقادی به دولت، تنظیم شده است. برخی دوستان معتقدند در شرایط فعلی نقد دولت، موجب تضعیف دولت شده و برای یک حزب با مشی اصلاح‌طلبانه که محدودیت‌های سپهر سیاسی موجود در کشور را هم می‌شناسد، رویکرد نقادانه به دولت قابل تایید نیست. شما چه نظری دارید؟

حسین مجاهد (فعال سیاسی): موضوع مهم اینست که در انتخابات، ما اصلاح‌طلبان به مردم آدرس دادیم. پس باید پاسخگوی این آدرس دادن خود باشیم. به عقبه‌ی خودمان نگاه کنیم و فراموش نکنیم که رای مردم عقبه اجتماعی ما بوده است. پس آنرا با رضایت دولت از جریان اصلاح‌طلبی معاوضه نکنیم. اگر بر دولت نقد وارد است البته که باید نقد کنیم و اگر این انتقادات، در حدی است که دولت در این سنگر، توان ایفای نقش در تامین مطالبات مردم را ندارد، باید سنگر را خالی کند. اعتبارِ برند اصلاح‌طلبی که پیگیری منافع ملت و مملکت، شاخص آن بوده از مهمترین مسائل است و ما مشابه منافع ملی باید به پاسداشت آن بپردازیم و اجازه ندهیم که با ناکارآمدی حزبی و سکوت ما این اعتبار خدشه‌دار بشود.

مجید رعایایی (کنشگر کارگری): نقد دولت به مثابه تضعیف آن نیست و البته که باید دولت مورد نقد قرار بگیرد. اما نقد باید جدی و دقیق باشد، فقط در اینصورت است که پیشبرنده خواهد بود. شما در نقد دولت شروع به بیانیه‌سازی می‌کنید. بیانیه چه رخدادی ایجاد می‌کند؟ آیا صدور بیانیه در خصوص معیشت و بازداشت‌ها و محرومیت‌ها و ... این قابلیت را دارد که موجب تغییر و اصلاحِ امری گردد؟ بدون تردید صدور بیانیه بدون اراده و جدیتی برای رفع یا کاهش معضلات، گِرهی نمی‌گشاید.

رضا مسلمی (فعال کانون صنفی معلمان): من متناسب با وعده‌های دکتر روحانی به پرسش شما پاسخ می‌دهم. دکتر روحانی، هم در خصوص آموزش و پرورش و هم در خصوص تشکل‌ها وعده‌های چنان زیبایی داد که ما را پیش از انتخابات به تحسین واداشت. بطور مثال اینکه آموزش و پرورش جزو اولویت‌های نخست دولت خواهد شد یا تشکل‌های صنفی به عنوان بازوی دولت خواهند بود تا عیب‌ها را نشان دهند. اما گامی در مسیر این وعده‌ها برداشته نشد.  الان در همین دولت، معضل دستگیری و زندانی معلمان، اوضاع به مراتب وخیمتری دارد. معلمانِ بیشتری نسبت به دولت‌های قبل درگیر امور قضایی شده‌اند. عملکرد دولت نشان داد که آنها از معلمان استفاده ابزاری کرده‌اند. ما شاهدیم که فرایندها به طریقی پیش می‌رود که به قیمت کم‌شدن و بیرنگ شدن شاخص‌های کیفیِ آموزشی و با هدف سکوت و انفعال معلم رقم بخورد. این عملکردِ خود دولت است که موجب تضعیف‌اش می‌گردد لذا من موافق این امر نیستم که نقدِ امروز موجب تضعیف دولت می‌گردد.

 

پرسش دوم- زهره رحیمی به نمایندگی از حامای همدان پرسید: از آنجا که در مقدمه‌ی بیانیه کنگره نهم حزب اراده ملت ایران به نقد مشی و رویکرد برخی از اصلاح‌طلبان پرداخته شده است. برخی سیاسیون این جریان معتقدند که چنین نقدهایی موجب ایجاد شکاف و دامن زدن به اختلافات درون گفتمانی بین احزاب اصلاح‌طلب می‌شود که با توجه به وضعیت کشور، عمیق‌شدن این اختلافات، جریان را به سمت شکست و زوال پیش خواهد برد. شما چه نظری دارید؟

حسین مجاهد (فعال سیاسی):  احزاب کارکردهای مختلفی دارند از ارائه آرمانها و اهداف گرفته تا پیگیری‌های عملی در مسیر جذب و کسب قدرت و ایجاد تغییراتی برای رسیدن و عملی کردن این آرمانها. در حال حاضر جبهه اصلاح‌طلبی بسیار وسیع و متکثر است و نیروها و ظرفیت‌های متنوعی را در خود جای داده است. از سوی دیگر جامعه به سمت تحول‌خواهی پیش می‌رود. با وجود این تکثر در بدنه اصلاح‌طلبی، تامل و تاخیر اصلاح‌طلبان در پیگیری مطالبات جامعه قابل دفاع نیست. احزابِ اصلاح‌طلب باید که به سمت احزاب فراگیر پیش بروند. این تعدد احزاب چند نفره، چه کمک و چه دستاوردی برای مملکت خواهد داشت؟ کشور به این تعداد حزب چه نیازی دارد؟ این همه حزب با عناوین و القاب متفاوت واقعا دارند چه می‌کنند؟ اصلاحات باید با نقد و بازنگری جدی در درون، تغییراتی بکند و اگر کسانی و گروه‌هایی در این جریان، اصرار دارند که بر مسیر گذشته‌ی منفعل خود پیش بروند، باید از این جریان خارج شوند. چرا که تتمّه‌ی آبروی کل جریان را نیز بر باد خواهند داد. مردم به سمت و سویی گرایش پیدا خواهند کرد که دستکم اندکی به مطالبات و خواسته‌های آنها پاسخ بدهد. احزاب در شرایط فعلی رسانه‌ای، اگر دیر بجنبند بطور کامل و مطلق عرصه را خواهند باخت. الان هم دیر شده است. لذا تاکید من اینست که باید احزاب اصلاح‌طلب باتوجه به فلسفه وجودی خود حرکت را ادامه دهند.

مجید رعایایی (کنشگر کارگری):  ما کارگران معتقدیم اصلاح‌طلبان دچار خوش‌بینی‌غیرواقع‌گرایانه هستند. نگاه کنیم اصلاحات چرا در ایامی رو آمد و پس از آن ما گام به گام شاهد وقایع و رخدادهای تهدیدآمیز و فشارها و ناکامی‌های بیشتر بوده‌ایم؟ معیشت و اقتصاد ما به پروپاگاندایی برای به قدرت رسیدن بدل شد. نگاه کنید، کم‌صداترین و بی‌تریبون‌ترین مردم در کشور، کارگرانند. ما باید ابتدا به امر تاریخی، بصورت دیالکتیکی نگاه بیندازیم. اصلاحات باید در فضای نقادانه‌ و پرسشگرانه مسایل را ببیند. بدون این رویکرد، هرکسی هرچه بگوید فقط بیان و ادعا است. جامعه‌ای که در آن اطلاعاتِ دقیق و خوانش درست نسبت به مسائل جریان نداشته باشد، امید رفورم وجود ندارد. اساسا در فضای لاکچری و نولیبرالی موجود، اصلاحات یک خوش‌بینی غیرواقع‌گرایانه است. به نظر ما در اساس، چیزی به نام کنش و عمل در جریان اصلاحات وجود نداشته است. منِ کارگر در تمام این مدت همزمان از سوی کارفرما، دولت، دولت احمدی‌نژاد، دولت تدبیر و امید، دولت خاتمی و هاشمی و ... زیر ضربه بوده‌ام. ما کارگران، در دولت‌های مختلف نادیده گرفته شدیم و از جریان‌های مختلف نامید شدیم. من بعنوان نمونه‌ای از کارگران این سرزمین، واقعا ناامیدم. آمار خودکشیِ همکاران من تکان‌دهنده است. دریافتی و معیشت کارگران در حد هیچ است. تاکنون در این کشور کدام اصلاح و بهبودی برای ما کارگران نمود پیدا کرده است؟ و در چه دورانی؟ ما سندیکاها فکر می‌کنیم که جبهه اصلاحات هم، به مثابه نوع نگاهی که بتواند چیزی را در این کشور مُصلحانه حل بکند و عدالت اجتماعی را در طبقات مختلف بصورت اشتراکی درآورد، (البته ضمن حفظ مالکیت خاص معنوی) یک خوش‌بینی غیرواقع‌گرایانه است. باتوجه به ادامه چنین وضعی، در سایه‌ی گسترش هرچه بیشترِ مطالباتِ ترقی‌خواهانه، تحول‌خواهانه و ضد اقتدارگرایانه، تاکید بر شعار نه به انقلاب و آری به اصلاحات، می‌تواند بلاموضوع شود. بدنه مزدبگیرانِ این مملکت آنچنان زیر فشارند که یا زیر این فشار بطور کامل له خواهند شد و یا منجر به پرتاب همزمان این سوپاپ اطمینان و بروز انفجار خواهد گردید.

رضا مسلمی (فعال کانون صنفی معلمان):  من این پرسش را به این شکل تغییر می‌دهم که آیا احزابِ اصلاح‌طلب در جامعه‌ی ما کارکرد خودشان را داشته‌اند و آیا حاکمیت اجازه این کارکرد را داده است؟ نگاه حاکمیت به احزاب، به عنوان یک دیدبانِ مصلح نبوده و نیست. برای همین یا برخورد امنیتی با احزاب داشته است یا دست به ایجاد نهادهای موازی زده است. اما اینکه آیا نقد اصلاح‌طلبی موجب انشقاق می‌شود یا خیر؟ باید گفت که نقد درون گفتمانی باید موجب همسویی و غنی‌سازی بیشتر بشود که متاسفانه در بین اصلاح‌طلبان این نتیجه حاصل نمی‌شود و دوستان پذیرای نقد نیستند.

 

پرسش سه- زهره رحیمی به نمایندگی از حامای همدان پرسید: حزب در بند نخست بیانیه، خود را حزبی با مشی سوسیال دموکراسی معرفی کرده است. باتوجه به اینکه بسیاری از توسعه‌طلبان، راه گشایش اقتصادی کشور را در رویکردهای لیبرالی جستجو می‌کنند شما این رویکرد حاما را در وضعیت فعلی کشور چقدر قابل دفاع می‌دانید؟

حسین مجاهد (فعال سیاسی):  نخست ببینیم که بسته‌ی مورد نظر(راهبردهای عملی سوسیال دموکراسی) را برای ارائه به جامعه و عملی‌کردن آن در دست دارید یا خیر؟ کشور ما در بستر فقه اداره می‌شود. باتوجه به اینکه شما در بخشی از بیانیه اشاره کرده‌اید که در چارچوب ساختارهای موجود فعالیت خواهید کرد. باید واقع‌بینانه از خودمان بپرسیم که این بسترِ  فقهی و ساختارهای نظارتی با رویکرد فقهی، در عمل چقدر اجازه‌ی جولان و فرصت اقدام برای چنین شعارهایی را فراهم می‌کنند. در جایی که شاهدیم احزاب مطابق قوانین وزارت کشور باید عبارات و مفاهیم ویژه‌ای مبنی بر التزام و اعتقاد به امور فقهی و پذیرش چارچوب‌های موجود را در مستندات خود قید کنند، در چنین بستری شما و احزاب مشابه شما چه تضمینی برای عملی کردن ایده‌های سوسیال دموکراسی و عملی کردن بسته‌های این رویکرد دارند. بدون وجود زمینه‌ی مناسب، این ادعا محل تردید است.

مجید رعایایی (کنشگر کارگری):  آیا می‌توانیم تعریف دقیقی از سوسیالیسم ارائه کنیم. نان، کار، آزادی، حکومت شورایی، حرف نخست این انقلاب بود. سوسیال دموکراسی در وضعیت ایران مابه ازای خارجی ندارد. البته مخاطبان هم باید دقت کنند که سوسیال دموکرات مفهوم متمایزی از سوسیال دموکراسی‌ست که اینجا جای بسط آن نمی‌باشد. ما از خانواده کارگری، معتقدیم راه ترقی بشر وقتی‌ست که تقسیم سود در جامعه تبدیل به یک روند عدالت اجتماعی می‌شود. در بستر سیاسی ایران که مبتنی بر خوانشی خاص و انحصاری از پدیده‌ها از جمله در اقتصاد است، سوسیال دموکراسی امکان تحقق عملی ندارد. این گرایش سوسیال دموکراسی، نیازمند پیش‌روی و جلورفتن در برخی مفاهیم است. توسعه سیاسی به معنای حاکمیت انتخابی، توسعه اقتصادی و آزادی اجتماعی از الزامات این مسیر است. چنانچه این شرایط حاصل شد تازه به سراغ پرسش دوم یعنی مناسب بودن و نبودنِ سوسیال دموکراسی می‌رویم که آیا اساسا امکان تقسیم فراوانی بین دهک‌ها فراهم است یا خیر؟  که با نگاه آرمانی، ما کارگران تصور می‌کنیم که این امر شدنی است. اما در کل در شرایط فعلی، رفتن به سراغ پرسش دوم یعنی استقرار سوسیال دموکراسی در سپهر اقتصادی، وقتی از عوامل و زمینه‌های نخست محرومیم، امر دست نیافتنی‌ست.

رضا مسلمی (فعال کانون صنفی معلمان):  از یک جهت من موافق بکار بردن این واژه(سوسیال دموکراسی) هستم. بکاربردن این واژه از سوی یک حزب رسمی در شرایط فعلی میتواند گفتمان اجتماعی ایجاد کند. در جامعه‌ای که بکاربردن مفاهیمی مثل برابری‌خواهی از نگاه چپ، بعنوان یکی از مصادیق اتهام‌آمیز تلقی میشود، بیان این واژگان موجب راه‌اندازی گفتمان می‌شود. اما در نگاه دیگر باید این نقد را داشته باشم که آیا میتوان با ساختار سیاسی و قضایی فعلی ما در ایران، چنین مشی فکری که حزب ادعا کرده است را پیش برد؟ حاکمیت، مدام علائمی را نشان داده است که تمایلی به اصلاح ندارد. فقط در یکصورت این امر قابل تحقق است. آنهم تقویت بدنه احزاب و فشار موثر برحاکمیت برای اصلاح ساختارها در چارچوب قانون.


 


نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی:  

 

 
 
جدیدترین عناوین خبری