سخنرانی زهره رحیمی به مناسبت روز جهانی منع خشونت عیله زنان
نسخه چاپی

در دانشگاه بوعلی همدان صورت گرفت

 

۶ آذرماه ۹۷، دانشگاه بوعلی همدان، موضوع منع خشونت علیه زنان، مراسم یادبود مریم فرهادی

زهره رحیمی

 

بنده نه به عنوان یک فعال حقوق زنان بلکه از زبان یک کنشگر سیاسی زن در خدمت شما هستم. عرایضم را در دو بخش ارائه میکنم و در حقیقت در بخش دوم سخنرانی‌ام، پیامی‌ را که دارم، با شما عزیزان طرح می‌کنم.

*سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ روز ۲۵ نوامبر را به مناسبت به قتل رسیدن سه خواهر در جمهوری دومینیکن (۱۹۶۰) که علیه دیکتاتور وقت مبارزه می‌کردند، نامگذاری کرد.

*در خصوص آمار خشونت علیه زنان کافیست که بدانیم از هر ۳ زن، یک زن مورد خشونت مردان اطراف خود قرار می‌گیرد و ۴۷ درصد قتل زنان توسط مردان نزدیک به آنها رخ می‌دهد. خشونت اِعمال‌شده به زنان به نوعی یک بحران سیاسی و مدنی‌ست که چون بطور غیرمتمرکز و به اشکال آشکار و پنهان صورت می‌گیرد، مورد غفلت واقع میشود.

*خشونت در انواع فیزیکی(هل‌‌دادن تا اسیدپاشی)،  عاطفی(تحقیر و ترساندن و ...)، جنسی، اقتصادی و یا بصورت محرومیت و غفلت رخ می‌دهد.

*خشونت‌ها میتواند در خانه، مدرسه، دانشگاه، محل کار، اماکن عمومی و فضای مجازی رخ دهد.

*انواع هزینه‌های خشونت، علاوه بر هزینه‌های فردی شامل هزینه‌ی سیستم امنیتی، قضایی، سلامت، مددکاری می‌باشد. این رقم گاهی بالغ بر ۲۰۰ میلیارد یورو محاسبه میشود.

* خشونت مردان نسبت به زنان از زمانی که بشر غارنشینی را به قصد کشاورزی رها کرد، شکل سیستماتیکی به خود گرفت. تک‌همسری در کنار مالکیت خصوصی، نقش زنان و مردان را به گونه‌ای مشخص کرد که یکی مصرف‌کننده و یکی مولّد نام بگیرد. این رویه با ظهور عصر صنعتی‌شدن و کشاندنِ زنان از خانه به پشت ابزارهای غول‌پیکر صنعتی آنهم درقالب نیروی کار ارزان، به شکل مخوف‌تر و عمیقتری بروز کرد.

*مبارزه با خشونت علیه زنان، اول از پناهگاه‌های زیرزمینی و ایجاد هسته‌های حمایتی برای زنان آسیب‌دیده آغاز شد. زنان دلسوزی که با همدلی و شجاعت، زنان رنجدیده را تشویق به رسوا کردن عوامل خشونت کردند و آنها را در این مسیر پشتیبانی کردند. رسانه‌ای کردن در کنار پیگیری‌های حقوقی، مشاوره، ایجاد اماکن امن، امدادرسانی‌های شبانه‌روز، تدوین پروتوکل‌های بهداشتی و ایجاد مراکز بحران از جمله اقداماتی‌ست که میتوان در حوزه مبارزه با خشونت علیه زنان انجام داد.

پس از مرور کوتاه خشونت علیه زنان، اجازه بدهید روی پیام خودم تمرکز کنم. دوستان من، مدافعین شجاع حقوق زنان و دغدغه‌مندانی که به این مهم می‌پردازید؛ مراقب باشیم که در این مسیر به تله نیفتیم و آن تله کدامست؟

گاهی آنچنان در این مسیر غرق می‌شویم، گویی مسئله اینست که مردان شروری متولد شدند تا حق‌ّ ما را بدزدند و اگر این حق را از آنان بستانیم، بازی را خاتمه‌ای خوش بخشیده‌ایم. بر نگاه فردی خشونت علیه زنان، تمرکز می‌کنیم، معضل را به جنسیت‌زدگی تقلیل می‌دهیم. بر شکاف جنسیتی اصرار می‌ورزیم و این مسیر را به تاخت پی می‌گیریم.

اما این ختم قائله نیست. بدانیم که تمرکز بر خشونت جنسیّتی می‌تواند ما را از فهم و مواجهه با مسئله‌ی عمیق "خودِ خشونت" باز دارد. معضل خشونت، یک معضل بمراتب عام‌تری‌ست که محدود به جنسیت نمی‌شود. هر روز به اشکال و در سطوح مختلف و در حق افراد و گروه‌های مختلف به بهانه‌ی نژادی و قومیتی و مذهبی و .... خشونت‌های آشکار و پنهانی روا داشته می‌شود.

جهانی که پیش چشم‌مان است به شکل فاجعه‌باری دستخوش گسترش خشونت در معنای تام و کلانش بوده است. نکند آنهنگام که ما انرژی خود را بر موارد همسرآزاری متمرکز کردیم، در سطوح کلان جامعه و در غفلت ما، خشونتی لجام‌گسیخته در حقّ ملتی ریشه می‌دواند و فربه میشود.

پس مراقب باشیم در چه بستری و با چه رویکردی با خشونت مبارزه می‌کنیم؟ آیا جامعه‌ی ما بطور کل گرفتار سرچشمه‌های زایش خشونت‌ نشده است؟

مهمترین منشا خشونت در جامعه، نابرابری‌ در قدرت است. نابرابری در قدرت اقتصادی(توزیع ناعادلانه ثروت)، نابرابری سیاسی(در سایه انحصار)، نابرابری و تبعیض‌های اجتماعی. هر کدام از این نابرابری‌ها، برای سویه‌ی قدرت مجوز خشونت صادر میکند و سویه‌ی مستضعف را چاره‌ای جز خشونت نمی‌‌گذارد.

از سوی دیگر گاهی در یک جامعه، برخی گفتمان‌های غالب و رایج، خودشان حاوی عناصر و اصول خشونت‌طلبانه هستند. خشونت از تریبون‌های آن جامعه تئوریزه می‌شود و خشونت‌طلبان در حفاظی امن به سر میبرند.

در این دو حالت که جامعه گرفتار نابرابری و گفتمان خشونت شده باشد، برخورد جنسیتی، نمی‌تواند از عمق معضل خشونت بکاهد و ریشه‌اش را بخشکاند.

🔅 پس چاره چیست؟

روی سخنم زنان‌اند. بیایید چاره‌ای زنانه برای منع خشونت بیابیم. امروز دستاورد قواعد، راهکارها و گفتمان مردانه، زمینی‌ست سرشار از خشم و خشونت و جنگ و کینه که بر دستان ما بی‌تابی میکند. راهش اینست که دست به رواجِ روایت‌های زنانه بزنیم. در هر عرصه‌ای که هستیم، راوی روایت‌های زنانه‌‌ی خود باشیم.

به جنگ نگاه کنید. روایت رشادت‌ها و دلیرمردی‌های مردان در میدان نبرد برای کسب پیروزی، تصویر جنگ‌ را ساخته است. روایت دردمندی‌های زنان و دخترانِ داغدیده کجاست؟ کمپین‌های زنان برای پایان بخشیدن به جنگ و برقراری صلح از کدام زبان روایت می‌شود؟ صدایِ زنان در نخواستن‌ و پس‌زدنِ کارزار خون و فقدان، از چه بلندگویی نواخته میشود؟

راهکار مردان برای تامین امنیت جهان، هرچه نظامی‌تر کردن است و هزینه‌های سرسام‌آور تجهیزات و تسلیحات نظامی و جنگی‌ست. زنان می‌توانند با بخش اندکی از این سرمایه‌ی هنگفت، از طریق آموزش مراقبت و همدلی، هسته‌ی صلح را در خانه، در ذهن کودکان و در جامعه بکارند.

بیایید جهان پر از خشونت را با روایت‌های زنانه‌ی خود به صلحی پایدار نزدیک کنیم.


 


نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی:  

 

 
 
جدیدترین عناوین خبری