رحیمی:تبعیض مثبت باید موجب افزایش خیرعمومی شود
نسخه چاپی

سلسله نشست رشته گفتگوهای اخلاق و سیاست با موضوع تبعیض مثبت آری یا خیر؟برگزار شد.

 زهره رحیمی، دبیر شورای مرکزی حزب اراده ملت ایران در سلسله نشست رشته گفتگوهای اخلاق و سیاست با موضوع تبعیض مثبت آری یا خیر؟، اظهار داشت:هدف ما از این نشست‌ها کشیدن باب این گفتگوها از محافل روشنفکرانه و آکادمیک به ساحت عمومی جامعه است. از سوی دیگر تمرینی برای گفتگو و شنیدن آرای متنوع و نگاه به پدیده‌ها از زوایای دید متفاوت است. امید که پس از این نشست‌ها در ارتباط با پدیده‌ها دقیقتر و محتاطانه‌تر نظر بدهیم. در برخورد و مطالبه‌گری از نمایندگان و مسئولین به این ابعاد نگرشی افراد هم توجه کنیم. زندگی سالمتر و صحیحتری در پیش بگیریم و گامی کوچک برای اعتلای جامعه برداریم.

تبعیض به رفتاری اطلاق میشود که برخی را از فرصتهاییکه در برابر دیگران گشوده است، محروم می‌سازد. در طول تاریخ، بشر با انواع تبعیضات از جمله تبعیض مبتنی بر سن/کاست/معلولیت/ زبان/تابعیّت و ملیّت/ نژاد/منطقه/ دین و مذهب و جنسیت مواجه بوده است.

بطور مثال این منصفانه نیست که شما مدتهای مدیدی یک نفر را در منزلی محبوس، از خواندن و نوشتن و زبان‌آموزی محروم نگه دارید و بعد از او بخواهید وارد جامعه شود و با ادیبان و سخن‌شناسان ارتباط برقرار کند. پیامش را به آنها برساند. روی ایشان تاثیر بگذارد و کلامش مورد توجه مثبت و مطلوب قرار گیرد و در این میان تعاملی سازنده شکل بگیرد.

بنابر این جامعه از نیمه قرن پیش به سمت رویکرد تبعیض مثبت پیش رفته است. طوریکه در اکثر جوامع ساختارها،چارچوبها و دستورالعملهايی طراحی می‌شود که دردوره‌هایی خاص کمک می‌کنند تا یک گروه اجتماعی ازموقعیتی نامطلوب  و نابرابر خارج شده و امکان رشد وشکوفایی بیشتر پیدا کند با این هدف که منفعت بیشتریبه کم بهره‌مندترین اشخاص برسانند. این تعریف ساده‌ای از تبعیض مثبت است.

تبعیض مثبت با روشهایی مثل روش ذخیره(جایگاه انحصاری برای فرد کم‌برخوردار) ، معافیت (از برخی شرایط گزینشی)، تشویق و توانمندسازی (در مسیر دستیابی به هدف)، رقابت خاص (مثل ورزش توان‌یابان) و سهمیه‌بندی‌ها صورت می‌گیرد.

 

مخالفان تبعیض مثبت چه استدلال‌هایی دارند:

1.      تبعیض مثبت، نقش شایستگی و اهمیت آنرا زیر سوال می‌برد.

2.      تبعیض را نباید با تبعیض دیگری جبران نماییم.

3.      مزایاي تبعیض مثبت معمولا نصیب آن بخش از افراد کم‌برخورداریمیشود که نیاز کمتری به آن امتیازات دارند و معمولا هزینه‌هاي جبرانتبعیض تاریخی را افرادي می‌دهند که خودشان نقشی در اِعمال اینتبعیضها نداشتند.

4.      انگیز‌ه‌ی اقلیتها را براي حداکثر تلاش کاهش میدهدو جماعت گرایی را موجب می‌شود.

5.      ماهیت تبعیض مثبت، دامن زدن به ثنویت ورسمیت بخشی به جداسازی‌ست.

6.      به نفرت و بدبینی بین دو گروه‌های اقلیت و اکثریت دامن میزند. همینطور توزیع نابرابر امتیازات حین تبعیض مثبت، یکپارچگی را بین خود گروه‌های اقلیت از بین می‌برد.

7.      آنچه باید تغییر کند آموزش و توانمندسازی است نه دادن چنین امتیازاتی. برای عدالت تلاش کنیم نه برای برابری. سعی نکنیم نتایج را مساوی کنیم.

8.      تبعیض مثبت مسئله‌ی اصلی را گمنام می کند و این توهم را ایجاد می کند که جامعه از نظر شاخص‌ها به سمت برابری میل می‌کند، در حالیکه راه حل آسان و سریعی است که مشکلات واقعی را در ظاهر رفع و در عمق پنهان می‌کند.

9.      عدم تطابق بروز می‌کند یعنی ناسازگاری بین فرد با محیطی که از طریق تبعیض مثبت به آن راه یافته است، ایجاد می‌شود. به نوعی مانع شکوفایی فرد و محیط است.

10.    گاهی مشمولینِ دریافتِ چنین امتیازاتی، به دلایلی چون غرور و کرامت، خود از آن امتناع می‌کنند.

 

موافقان تبعیض مثبت چه استدلال‌هایی دارند:

1.      جامعه پیروز جامعه‌ای است که همه فرصتها به میزان مساوي بینافراد در سطح جامعه تقسیم شود.

2.      آمارهای تبعیض مثبت در جوامع مختلف، تایید کننده موفقیت و شکوفایی محرومان است که بنوعی تایید این رویه محسوب میگردد. همچنین آمارها نشان می‌دهند که حقی از توانمندان تضییع نمیشود.

3.      نابرابريهاي ناشایست در هر زمان و هر مکانی مستلزم اصلاح وجبران است. تا زمانی که در جامعه ما نگرش‌های تبعیض‌آمیز هست، اجرای تبعیض مثبت یک ضرورت است. معمولا مردم جامعه از فرصت برابر برخوردار نمی‌شوند. پس افراد با فرصت کمتر نیازمند همراهی و پشتیبانی هستند.

4.      اگر تبعیض مثبت اِعمال نگردد، فرد ضعیف به انزوا و انفعال کشیده می‌شود.

5.      برای افراد کم‌توجه‌تر، تبعیض مثبت تلنگر و نشانگری‌ست که خبر می‌دهد، در جامعه تبعیض وجود دارد.

6.      باوجود فجایع بزرگِ ناشی از تبعیض، تبعیض مثبت راهی برای پیشگیری از فراموشی تاریخی تبعیض بشمار می‌رود.

7.      تبعیض مثبت موجب ورود افراد متفاوت و ایجاد فضای متنوع‌تر و متکثرتر می‌شود که در بسیاری از حوزه‌ها این تنوع و تکثر، قابل دفاع‌تر است.

 

نتیجه نهایی:

تبعیض مثبت باید باشد اما با لحاظ شرایط. نخست اینکه تبعیض روشنی قابل مشاهده و کشف باشد. دوم اینکه برنامه‌های تبعیض مثبت موقتی باشند و پس از رفع مشکل، ملغی شوند.
هدف اصلی فراموش نشود که رفع و کاهش نابرابری‌ست نه انتقام و .... تبعیض مثبت را در چارچوب و به شکل قانونمند اِعمال کنیم. جمله‌ی اخلاقی نهایی اینکه تبعیض مثبت باید موجب افزایش خیرعمومی شود. چنانچه در برخی حوزه‌ها تبعیض از خیر عمومی بکاهد یا کسانی که از این تبعیض برخوردار می‌شوند نتوانند در گسترش خیرعمومی به جامعه بهره‌ای برسانند، تبعیض مثبت قابل تایید و توجیه نیست. برای مثال تبعیض مثبت با روش سهمیه زنان در محافل سیاسی، مشروط بر اینکه زنانِ امتیاز گرفته قادر باشند گفتمان زنانه را در تعادل با گفتمان مردانه ساری و جاری کنند، قابل دفاع است. در غیر اینصورت چنانچه این زنان پس از حضور در محافل سیاسی رویه سیاستمردان پیش از خود را طی کنند، جامعه را به خیر عمومی نخواهند رساند.


 


نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی:  

 

 
 
جدیدترین عناوین خبری