توسعه و نقش آفرینی زنان
ارسال پیام صوتی با سرویس پیامک صوتی ایرانسل
امروزه در جهان بيشترين تمركز بر چگونگي دستيابي به اهداف توسعة پايدار است.

مهدی حاجتی

امروزه در جهان به ويژه در كشورهاي در حال توسعه ، بيشترين تمركز بر چگونگي دستيابي به اهداف توسعه همه جانبه؛ يعني توسعة پايدار است. واژه "توسعه پایدار" در سال 1980 میلادی توسط اتحادیه حفاظت طبیعت و منابع طبیعی در معرفی استراتژی حفاظت جهان ارائه گردید، توسعه پایدار جریانی است پایدار در تغییرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی برای افزایش و ترقی رفاه و خوشبختی طولانی مدت کل اجتماع ، به عبارت دیگر توسعه پایدار، توسعه ای در جهت رفع نیازهای نسل کنونی بدون کاهش توانایی های نسل آینده در رفع نیازهای خود می باشد. توسعه پايدار به عنوان يكي از بسترهاي تعالي و رشد انسان ، آن گاه مي تواند موفقيت آميز باشد كه با ياري و مشاركت همه گروه هاي اجتماعي و براي همه آنان صورت پذيرد. در طول تاریخ همواره نقش زنان به عنوان نيمي از جمعيت جهان در فرآیند توسعه ناديده گرفته شده است كه اين امر نشان از وجود تبعيض ها و نابرابري هاي جنسيتي در زمينه هاي گوناگون سياسي، اقتصادي و اجتماعي است. جامعه انساني از عدم حضور واقعي زنان در عرصه هاي گوناگون آسيب هاي جبران ناپذيري ديده است و به همین دلیل در دو دهه اخیر کاهش نابرابری های جنسیتی جزء جدایی ناپذیر فرایند توسعه در اسناد بین المللی گنجانده شده است.

از سال 1980 بسياري از كشورها و سازمان هاي بين المللي مسائل مربوط به زنان را آشكارا در برنامه هاي توسعه خود قرار دادند و دفترها ، ادارات و حتي در برخي از كشورها وزارت خانه خاصي جهت بررسي به اين امور اختصاص داده شد. در دهه 1980 ، مفهوم جنسيت جايگزين مفهوم زن در توسعه شد، ارزش و اهميت مفهوم جنسيت در پارادايم جديد توسعه آن است كه به بررسي فرايندهاي اجتماعي از نقطه نظر تأثير آنها بر زنان ، مردان و روابط ميان آنها مي پردازد. اين مفهوم، زنان را به صورت جدا در نظر نگرفته ، بلكه باعث مي شود تفاو ت هاي ناشي از طبقه، نژاد، قوميت، سن، توانايي و رفتار جنسي ميان زنان و مردان آشكار شود. به همين جهت ، امروزه دنيا با اين واقعيت روبه رو شده كه ديگر نمي توان زنان را به عنوان عوامل نامرئي در فرآيند توسعه به حساب آورد چنانکه  توانمندي هاي آنان در ميزان موفقيت دولت هاي در حال توسعه در زمينه رشد جمعيت ، بيكاري و بهداشت امري غير قابل انكار است. زنان در کشورهاي درحال توسعه، امید اول براي ارتقاي خانواده ها و رشد و توسعه ي کشورهاي خود هستند. موفقیت زنان در این جوامع نه تنها موجب سود اقتصادي می شود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می کند. (سیمور،  2001  ). در چنين شرايطي به نظر مي رسد تحقق توسعه در كشور ما نيز بدون توجه به توانمندي هاي زنان امكان پذير نيست و بررسي دقيق تر اين مسأله، امري ضروري در راستاي ايجاد زمينه مناسب براي بهبود وضعيت جامعه محسوب مي شود.

 

زنان و توسعه شهری

دفتر عمران سازمان ملل متحد هر سال شاخص توسعه انسانی را در سه زمینه مهم آموزش،بهداشت و اقتصاد،  با نگاهی به رابطه و فاصله بین زن و مرد گزارش می کند، رتبه كشورها در اين شاخص نشان دهنده تلاشي است كه براي ارتقاء دسترسي و برخورداري بيشتر زنان دراين زمينه صورت گرفته است.  مطابق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد کشورهای دارای توسعه انسانی بالا (معادل 49 کشور) کشورهای دارای توسعه انسانی متوسط (معادل 42 کشور) کشورهای دارای توسعه انسانی پایین (معادل 43 کشور) اعلام شد که در این میان کشور ایران جزء کشورهای دارای توسعه انسانی متوسط است که در سال 2013 در میان 178 کشور جهان با دو پله نزول به 75 رسیده است.

بنابراين تلاش براي توانمندتر ساختن زنان و ارتقاي حضور آنان در اجتماع و مراکز تصمیم گیری و  برنامه ريزي براي گسترش مشاركت آنان به ويژه در مدیریت شهری مسیر رسیدن به توسعه پایدار شهری را هموارتر می کند.

شکل‌های گوناگونی از نابرابری ها در جوامع مختلف به وضوح دیده می شوند مواردی چون  وضعیت نابسامان بهداشت، تغذیه، آموزش، آگاهی و اشتغال از جمله مصادیق آن هستند. زنان در جامعه با نابرابری‌ها مواجه‌اند و در خانواده و جامعه ، قربانیان اصلی خشونت فیزیکی، روانی و اقتصادی به ‌شمار می‌آیند. (احمدی، ۱۳۸۳) همچنین در سطحی بالاتر، نابرابری‌های جنسیتی، مانع دسترسی زنان به امکانات، تسهیلات و مشارکت در تصمیم‌گیری آنان می‌شود و این امر، خود نابرابری‌های جنسیتی را استمرار می‌بخشد. (شادی‌طلب، ۱۳۸۱) اگر در مسیر توسعه قرار داریم این نابرابری ها باید دیده شوند و باید در برنامه ریزی ها برای از بین بردن آن ها شاخص تعریف شود.

دورکیم انسان را ساختۀ محیط و شخصیت انسانی را ناشی از عوامل اجتماعی قلمداد کرده است.  زنان و مردان، زنانگی و مردانگی را از اجتماع می‌آموزند و حتی نقش‌های جنسیتی مرتبط با جنس زیستی‌شان را از راه کنش متفاوت با ساختارهای اجتماعی، همچون خانواده و مدرسه و وسایل ارتباطی یاد می‌گیرند. (آلسون و همکاران، ۲۰۰۲)

این فرایند از نقش خانواده به‌عنوان اولین آموزگاران تربیتی و نخستین عرصۀ اجتماعی‌شدن انسان، شروع می‌شود. بنابراین کودک اولین نمونه‌های نابرابری جنسیتی را در خانواده تجربه می‌کند. بعد از خانواده، محیط آموزشی بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی فرد را شکل می‌دهد. بدون شک خانواده تحت تأثیر جامعه و نهادهای مختلف اجتماعی قرار دارد؛ درنتیجه می‌توان گفت که کنش متقابلی بین نهاد خانواده و نهادهای دیگر اجتماعی وجود دارد، که آگاهی از این مساله در برنامه ریزی های تربیتی مدیریت شهری بسیار کارگشا است. باید توجه داشته باشیم که یکی از مهمترین نهادهای حکومتی که رابطه نزدیکی با بافت جامعه دارد، شورای شهر است که می تواند از طریق برنامه ریزی های آموزشی به ارتقا این تعامل کمک کند. آموزشهای هدفمندی  که به شکل‌گیری شهر پایدار کمک می کند. آموزش هایی که به تحقق توسعۀ پایدار، حقوق بشرو برابرسازی فرصت‌های اجتماعی برای زنان و مردان توجه دارد.

آنچه مسلم است، برای رسیدن به جامعه‌ای پایدار که در آن سبک‌های زندگی پایدار، حقوق بشر، برابرسازی فرصت‌ها برای زنان و مردان وجود داشته باشد، نه‌تنها افراد، بلکه همۀ نهادهایی که در جامعه‌پذیری افراد نقش تعیین‌کننده دارند، می‌بایست نقش‌های خود را براساس تحقق اهداف جوامع پایدار تعریف کنند.

 

 

 


 
نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی: