عدالت فضایی در برنامه ریزی شهری پایدار
ارسال پیام صوتی با سرویس پیامک صوتی ایرانسل
یکی از مهمترین چالش های نظام سرمایه داری، بی عدالتی فضایی و نابرابری در توزیع خدمات در شهرهاست.

احمد تنوری

مقدمه:

تسلط نظام سرمایه داری برفضاهای شهری، شهرها را با چالش های بسیاری روبرو کرده است که یکی از مهمترین این چالش ها، بی عدالتی فضایی و نابرابری در توزیع خدمات در شهرهاست.  پیش قراولان عدالت در فضاهای شهری به دلیل وابستگی شان به مکاتب بشری و همچنین داشتن نگاه تک بعدی و ایستا، نتوانستند تا کنون به یک چارچوب مفهومی از عدالت در فضاهای شهری برسند؛ این در حالی است که در آموزه های مکتب اسلام، مفهوم عدالت، یک مفهوم پویا و چندجانبه بوده و عدل و حق لازم و ملزوم هم به حساب آمد هاند و عدالت به عنوان یک ابزار مهم برای رساندن حق به صاحب واقعی اش معرفی شده است.

تسلط نظام سرمایه داری بر شهرها از یک طرف و توجه بیش از اندازه بر فرآیند برنام هریزی از طرف دیگر منجر به بی محتوایی، اقدامات شهرسازی در شهرها شده است.

این مهم، پیامدهای زیادی را برای شهرها به ارمغان آورده است که از مهمترین آن ها می توان به بی عدالتی فضایی و نابرابری در توزیع خدمات و منابع در شهرها اشاره کرد. مفهوم عدالت مناقشه برانگیز بوده و تعریف آن وابسته به زمان، مکان و ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه است.

 

بحث و بررسی:

ازآنجا که سازمان فضایی شهر متأثر از کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه است، ا گر این ساختارها فاقد ایدئولوژی متکی بر عدالت باشند، تأثیر آن در فضا و سیمای شهری بروز و ظهور خواهد کرد.

به طوری که نابرابر ی های فضایی بر نابرابری های اقتصادی و اجتماعی جامعه منطبق شده و تعادل سیستم های شهری به هم می خورد؛ در نتیجه، تنش های سیاسی و آسیب های اجتماعی و بی نظمی در جامعه به وجود خواهد آمد.

با توجه به انگاره غالب شهرسازی در ایران )انگاره جامع/ عقلانی (، برنامه ریزی شهری به طور ناآ گاهانه و ناخواسته به ابزار انقیاد و کارگزار قدرتمندان و زمین داران تبدیل شده است و برنام هریزان شهری در ایران باوجود نیات پاک و آرمانی خود در جایگاه دشمنان شهر و شهروندان قرارگرفت هاند و عامه مردم نیز به برنامه ستیزی و قانون گریزی روی آورد ه اند.

می توان گفت که تفکر برنامه ریزی شهری در ایران تحت تأثیر فشارهای نظام سرمایه داری به نفع کارکردگرایی و منافع شخصی عقب نشینی کرده و به عبارتی در مقابل فشارهای نظام سرمایه داری متواضع شده است. با وجود عقب نشینی برنامه ریزی شهری در انگاره و عمل، بایستی خواهان بازگشت به دیدگاه هنجاری در شهر بوده و به سمت شهر عدالت محور حرکت کرد. ازاین رو، تبیین چارچوب مفهومی از عدالت فضایی در شهر و کاربردی کردن آن )جهت تحقق(، می تواند کمک شایانی به برنامه ریزی شهری ایران کند. در این مسیر، کمک جستن از آموزه های مکتب اسلام که یک مکتب آسمانی و کامل می باشد، می تواند بسیار مفید واقع شود.

عدالت و برنامه ریزی شهری:

از آنجایی که سیاست های تخصیص و توزیع منابع در شهرها، توسط برنامه ریزان شهری صورت می گیرد، بنابراین برنامه ریزان شهری، مجریان اصلی اجرای عدالت اجتماعی در شهرها هستند.

محرومیت اجتماعی در فضا منجر به جداسازی اجتماعی و ترس مزمن در شهروندان می شود؛عدالت روشي است که از طريق آن، هر نوع سود و زيان بين افراد در جامعه توزيع می شود. نقطه اشتراک برنامه ریزی شهری و عدالت اجتماعی در شهر، عدالت توزیعی است.

از عدالت توزیعی تا شهر عادل:

عدالت اجتماعی ، برابری تعهدات و مسئولیت های مدنی و برابری گستردگی مشکلات در میان گرو ه های مختلف  است. ازاین رو، عدالت اجتماعی  می تواند توزیع برابر منابع و خدمات تعریف شود یا می تواند  اجرایی شدن عدالت سرزمینی یا همان برابری در دسترسی به کالا و خدمات عمومی تعریف شود.

عدالت فضایی مستقل از دیگر فر مهای عدالت )اجتماعی، اقتصادی و محیطی( نیست و از آنجا که فضا عنصر مشترک و پیونددهند ه آن هاست،عدالت فضایی می تواند به عنوان، مرکز انواع مفاهیم عدالت عمل کند. این رابطه را به صورت مجموعه سه وجهی که توسعه پایدار بر آن تاکید داردکه سه جنبه اقتصادی، اجتماعی و محیطی توسعه پایدار با مرکزیت فضا به هم مرتبط می شوند.

عدالت فضایی، عدالت اجتماعی است و عدالت محیطی عنصر جدانشدنی از عدالت اجتماعی است در کل اعتقاد بر این است که با پذیرش شرایط اجتماعی، اقتصادي، محیطی جامعه و طرح آن ها در عدالت فضایی می توان ظرفیتی را برای اتحاد جنبش های عدالت خواهی تحت یک چتر مشترک ارائه کرده و در آینده به برنامه ریزان و سیاست گذاران در خلق جوامع عادلانه تر و پایدارتر، کمک کرد.

مفهوم شهر عادل یحثی است که در سال های اخیر وارد ادبیات برنامه ریزی شهری شده است. شهر عادل بر اساس مردم سالاری، تنوع، رشد و پایداری تعریف شده است. شهر عادل، عدالت را به عنوان یک موضوع توزیعی دیده و به سمت فرم های مساوات پیش می رود و البته برای رسیدن به عدالت در شهر، شناسایی نقش قدرت ها و نیروهای تأثیرگذار در جامعه و تعدیل این نیروهای ساختاری ضروری است.

استخراج اصول و معیارهای عدالت فضایی در شهر

مفهوم عدالت، مفهومی است اجتماعی و بیشتر در محتوای برنامه ریزی تأثیر می گذارد. در اثر حرکت محتوای برنامه ریزی شهری به سمت عدالت، فرآیند برنامه ریزی شهری نیز به صورت خودکار به سمت عدالت محوری و عادلانه شدن،حرکت خواهد کرد.

لازمه ورود مفهوم عدالت در محتوای برنامه ریزی شهری، شناسایی معیارهای این مفهوم است. با توجه به اصول و آموز ه های مکاتب بشری و مکتب آسمانی اسام، شش معیار برای عدالت فضایی در این تحقیق استخراج شده است که عبارتند از:

برابری فرصت ها:

برای رسیدن به عدالت در جامعه باید، فرصت برابر برای همه آحاد جامعه در دسترسی به منابع و خدمات شهری تأمین گردد، تا هر کس بر اساس توانایی و لیاقت خود از آن ها برخوردار شود. برنامه ریزی شهری عدالت محور تا زمانی که برابری فرصت ها را برای همه آحاد جامعه به رسمیت نشناسد و زمینه های لازم برای آن را به وجود نیاورد، شعاری بیش نخواهد بود. بر این اساس برنامه ریزی شهری عدالت محور بایستی توزیع مکانی بهتر خدمات و تسهیلات، کاهش فاصله در محلات هدف با کمک ها و اقدامات جبرانی، بهبود دسترسی به تسهیلات و خدمات، بهبود حمل و نقل عمومی و بهبود کیفیت و گسترش زیرسا خت های شهری، شبکه ای و مجازی را در دستور کار خود قرار دهد. عدم توجه به برابری فرصت ها در دسترسی به منابع و خدمات شهری، منجر به منطبق شدن کمبودها با شرایط اجتماعی  اقتصادی سا کنین در شهرها خواهد شد؛ بدین معنی که افراد طبقات پایین جامعه که از قدرت چانه زنی پایینی در روابط قدرت برخوردار نمی باشند، از رسیدن به حقوق شهری خود، محروم خواهند ماند. این معیار شرط لازم برنامه ریزی شهری عدالت محور است. همچنین این معیار نشان می دهد  که عدالت فضایی یک گفتمان انتقادی است علیه تبعیض در فضای شهری.

آزادی:

این معیار بر مشارکت فعال شهروندان در هنگام تصمیم گیری و تصمیم سازی در برنامه ریزی شهری و همچنین داشتن حق انتخا بهای برابر شهروندان در فعالیت های روزمره در شهرها تأ کید می کند. توجه به این معیار در برنام هریزی شهری منجر به توانمندسازی جامعه جهت ریشه کن کردن استیلا و فرما نبرداری در جامعه خواهد شد. لازمه این کار قدر ت دهی به گروهای ضعیف در فرآیندهای تصمی مگیری و توجه به حق انتخاب شهروندان است. نابرابری قدرت در سیستم تصمیم گیری در هنگام برنامه ریزی شهری مانع اصلی برای رسیدن به این معیار در برنامه ریزی شهری عدالت محور است. عدم توجه به این معیار منجر به کاهش کارایی برنامه ریزی شهری عدالت محور خواهد شد. این معیار نشانگر این است که عدالت فضایی در واقع یک گفتمان انتقادی است علیه سلطه در شهر.

 

اصل تفاوت:

 این معیار بر این نکته تأ کید دارد که عدالت مستلزم دفاع از تفاوت ها در جامعه است؛ تفاوت خیرهایی که به دلایل متفاوت، بین گروه های مختلف توزیع شده است. بنابراین، در این معیار عدالت تبدیل به ایده اخلاقی غلیظی می شود که غلظت فرهنگ و جوامع خاص را درون سلسل های از اصول عام به طور دقیق، منعکس می کند. بنابراین اصل تفاوت در عدالت نشانگر توجه به هویت مکانی و زمانی محل هها و توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آ نها در هنگام تصمیم گیری جهت توزیع خدمات در آن ها و همچنین پرهیز از تبعيض هاي نظام مند و عمدي بر ضد نواحي و گروه های محروم اجتماعی  اقتصادي است. توجه به اصل تفاوت در برنامه ریزی شهری در واقع تلاش برای دموکراتیک کردن آن است. ازاین رو، برنامه ریزی شهری عدالت محور بایستی مشارکت سا کنین در تهیه و اجرای طر ح های شهری، وضع قوانین برای توزیع عادلانه بودجه در مناطق و محلات و همچنین آ گاه سازی اجتماعی در فرآیند تصمیم گیری های فضایی را در اولویت کاری خود قرار دهد. لازمه رسیدن به این اصل در برنامه ریزی شهری، فاصله گرفتن از تک گفتاری و انگاره جامع  عقلانی است. این معیار نشان می دهد که عدالت فضایی در برنامه ریزی شهری یک گفتمان مشارکت جویانه است.

نیاز:

 این معیار بدین معنی است که برای رسیدن به برنام هریزی شهری عدالت محور، توزیع منابع و خدمات شهری بایستی متناسب با نیازهای محات و مناطق در شهرها صورت پذیرد. هرگونه انحراف از این توزیع، در صورتي پذیرفتنی است كه به سود محرو مترین افراد جامعه باشد. ازاین رو، برنامه ریزی شهری عدالت محور بایستی اولویت هایی همانند باز توزیع خدمات و منابع شهری براساس نیازمند ی های محلات، پاسخگویی به نیازهای اولیه افراد، توجه به بهبود و ارتقاء دسترسی افراد محروم از منابع و خدمات شهری، ایجاد مسکن قابل استطاعت و غیره را در اولویت کاری خود قرار دهد.

محرومیت از داشتن حداقل زیرساخت ها و رو ساخت ها در محلات و مناطق شهری میتواند شاخصی مهم برای تشخیص این معیار باشد.

استحقاق:

 این معیار در ساحت اجتماعی به لیاقت ها و توانای یهای افراد و در ساحت محیط جغرافیایی به پتانسیل ها و توان های محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر اشاره دارد. بر اساس این معیار، بایستی حق به صاحب واقعی اش داده شود )عدالت حق مدار(. این معیار در مقیاس شهر اشاره به حق معطوف به شهر دارد. حق معطوف به شهر، نه تنها بر مشارکت شهروندان در زندگی اجتماعی شهری دلالت دارد، بلکه مهم تر از آن به معنی مشارکت فعال در زندگی سیاسی، مدیریت و اداره شهر نیز است. لازمة این مهم در برنامه ریزی شهری توجه به حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تمامی سا کنین شهر است. بر اساس این معیار می توان بسیاری از نابرابری ها در شهر را معقول ساخت )توجه شود که هدف از عدالت فضایی در شهر حذف کامل نابرابر یها در شهر نیست، بلکه معقول کردن آن در جامعه است(. به نظر می رسد برای رسیدن به این مهم در برنامه ریزی شهری باید از تک گفتاری فاصله و به سمت برنامه ریزی همگانی و تعاملی حرکت کرد.

بهر ه مندی از منفعت عمومی:

این معیار بر دسترسی افراد به خدمات بر اساس مشارکت آن ها در برنامه ریزی شهری تأ کید دارد و هدف اصلی از این معیار در برنامه ریزی شهری عدالت محور، اجازه تجلی به آزادی تفاوت های گروهی در شهرها است. ازای نرو، برنامه ریزی شهری عدالت محور بایستی مشارکت شهروندان را در اولویت کاری خود قرار دهد.

 

نتیجه گیری:

بی تردید اجرای هر طرح و برنام های م یتواند به عده ای سود رسانده و برعکس به زیان گروهی دیگر که معمولاً از قدرت اقتصادی و اجتماعی کمتری برخوردارند، تمام شود. از این منظر، طر ح های توسعه و عمران شهری یکی از اهرم هایی است که می تواند جهت کاهش تبعیض اقتصادی  اجتماعی و توزیع عادلانه امکانات میان شهروندان و گروه های مختلف به کار رود.

پیگیری سیر تطور مفهوم عدالت در برنامه ریزی شهری نشان از حرکت عدالت از جنبه اجتماعی به جنبه توزیعی و در نهایت جنبه فضایی آن دارد. تأمل در شهر عدالت محور به تقویت ادعای هنجاری برنامه ریزی شهری کمک می کند؛ ادعایی که در دوره فعلی عمل گرایی و عقب نشینی بسیار مورد نیاز است. با این حال، تقاضا برای عدالت توزیعی جنبه ای لازم، نه کافی از این ادعای هنجاری است. عدالت توزیعی از توجه به دلایل بی عدالتی که ساختاری بوده و ریشه در نقش قدرت دارد، بازمانده است. این موضوع پیشنهاد کننده “الگوی شهر مطلوب و طیب” است؛ شهری که نه تنها باید دارای برابری در توزیع باشد، بلکه باید حامی توسعه کافی قابلیت های انسانی برای همگان نیز باشد. بنابراین تعیین چهارچوبی برای عدالت در شهر لازم و ضروری است و برای رسیدن به این چارچوب نیازمند، تعیین یک سری معیارها برای عدالت فضایی است. تأمل در معیارهای عدالت فضایی، نشان از گونا گونی آ نها دارد. این معیارها وابسته به شرایط زمانی، مکانی و تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع دارد.

معیارهای مورد پذیرش عدالت فضایی  که گفته شد از طریق تحلیل منطقی استخراج شده اند، متکی بر آموز ههای مکتب اسام هستند. این معیارها عبارت اند از “ برابری فرصت ها، آزادی، نیاز، اصل تفاوت، استحقاق، منفعت عمومی”. تعمق در باطن این معیارها نشان می دهد که برنامه ریزی شهری عدالت محور، بیشتر با مباحثی همانند توزیع عادلانه منابع و خدمات، حق معطوف به شهر، تحلیل روابط قدرت، برنامه ریزی مشارکتی و برنامه ریزی همگانی در ارتباط است.

برنامه ریزی شهری عدالت محور زمانی  می تواند از حالت شعاری خود فاصله گرفته و به سمت کنش گری حرکت کند که به اصول پذیرش تفاوت ها در جامعه، قدرتمند کردن صداهای طبقات

پایین در روابط قدرت، دخالت دادن شهروندان در هنگام سیاست گذاری برای آینده شهر و همگانی کردن برنامه ریزی شهری، پایبند باشد. مفهوم عدالت، مفهومی اجتماعی است و بیشتر با محتوای برنامه ریزی شهری در ارتباط است تا فرآیند آن. عدالت حداقل از لحاظ توزیعی که به طور گسترده پذیرفته شده است، هدف لازم برنامه ریزی است، اما به تنهایی کافی نیست. عدالت توزیعی از توجه به دلایل بی عدالتی که ساختاری بوده و ریشه در نقش قدرت دارد، باز مانده است. این نکته مستلزم توجه به ریشه های ساختاری بی عدالتی در شهرها است. با توجه به مطالب مذکور، پیشنهاد های زیر جهت تبیین مفهوم عدالت فضایی در برنام هریزی شهری در ایران ارائه می گردد. نویسندگان بر خود لازم می دانند که صراحتاً اعام دارند که پیشنهادهای آمده در این تحقیق کامل نبوده و قابل نقد توسط کارشناسان و متخصصان شهری است. امید است که با تاش اندیشمندان شهری این پیشنهادها تکمیل تر  و کاربردی تر گردد.

لازمه رسیدن به عدالت در شهرها، فاصله گرفتن ازسیاست های شهری آمرانه و جامع عقلانی و نزدیک شدن به سیاست های مبتنی بر عدالت فضایی است.  برنامه ریزی شهری در ایران به دلیل وابستگی اش به انگاره عقلانی و جامع که بر خردگرایی و عامریت متکی است، نمی تواند به معنای حقیقی عدالت فضایی در شهرها برسد. از این رو، برای رسیدن به عدالت در شهرها، مقامات تصمیم گیری کشور نیازمند تغییر انگاره برنامه ریزی شهری در ایران هستند. بررسی ادبیات نظری عدالت، ما را به سمت انگاره عدالت فضایی در برنامه ریزی شهری هدایت می کند.

 

ارزش هایی همانند حق و عدالت صرفاً از بالا به افراد داده نمی شود، بلکه برای رسیدن به آن ها، شهروندان نیازمند تلاش دسته جمعی هستند و این امر نیازمند سیاسی شدن فضاهای شهری و تغییر در انگاره فضاهای شهری در ایران است. مفاهیمی همانند عدالت فضایی و حق معطوف به شهر، صرفاً از بالا به افراد داده نمی شود، بلکه افراد جامعه هم باید آ نها را مطالبه کرده و خود در ایجاد آن تلاش کنند؛ به عبارت دیگر، نظارت عمومی جزو حقوق و تکالیف شهروندی است تا از طریق آن نظار ت پذیری حا کمان و صاحب منصبان جامعه شهری امکان پذیر شده و حق شهر و عدالت فضایی از آن ها خواسته شود.
اکثر نظریه های برنامه ریزی شهری در ایران بر فرآیند برنامه ریزی، بدون توجه به ساختارهای فضایی و اجتماعی در شهرها متمرکزشد ه اند. این چنین دیدگاهی منجر به بی محتوا شدن نظریه های شهرسازی در کشور ایران شده است. ازاین  رو، توجه به محتوای برنامه ریزی در کنار فرآیند آن بسیار حائز اهمیت است. جایگاه عدالت در برنامه ریزی شهری بیشتر متوجه بعد هنجاری )محتوایی( برنامه  ریزی شهری است تا فرآیند آن. در سایه چنین بینشی است که مفهوم واقعی عدالت درفضاهای شهری ایران تحقق می یابد.

 

 

 

در آخر می توان گفت برای رسیدن به الگویی پایدار از ساختار متوازن فضایی _ اجتماعی در شهر و با تاسی از الگوهای توسعه پایدار و شهر هوشمند می توان الگوی شهری متراکم برای توزیع متناسب فرصت های اجتماعی – اقتصادی و زیست محیطی را در چشم انداز شهر شیراز بازگو نمود:

در حال حاضر شهر مترا کم را به عنوان یکی از الگوهای پایدار توسعه شهری معرفی نموده اند.

در تعریف شهر مترا کم آمده است، شهری با ترا کم جمعیتی بالا، دارای کارکرد چندگانه با مرزهای مشخص که با افزایش ترا کم در یک محله، امکان خرید و رف توآمد به شکل بهتری فراهم می شود. فشرد ه سازی شهری منجر به افزایش میزان فعالیت های شهری، افزایش ترا کم جمعیتی و ساختمانی و گسترش فعالیت های اقتصادی و اجتماعی  می شود. در این گونه شهرها، ساختما ن ها به صورت ردیفی و فشرده در کنار هم قرار گرفت هاند. در این الگو، ترا کم، شکل منطقی و معقولی دارد و فضای شهری از عملکردهای مختلفی تلفیق یافته و زندگی شهری بیش از آن که به استفاده مفرط از اتومبیل استوار باشد، مبتنی بر سیستم های پیاده روی،

دوچرخه سواری و حمل و نقل عمومی است. که متاسفانه در شهر شیراز  شاهد گسترش بیش از پیش ایجاد زیر ساخت برای حضور هر چه بیشتر اتومبیل ها در سطح شهر می باشیم که این خود نمونه مشخص نقض عدالت فضایی و چشم انداز 1404 شیراز به عنوان شهر سبز می باشد.

 

 

 

 


 
نظرات بازدیدکنندگان محترم
     
  بنده خدا  
  با سلام و احترام؛ متن فوق مربوط است به مقاله مشترک آقایان؛ هاشم داداش پور- بهرام علیزاده و فرامرز رستمی تحت عنوان: " تبیین چارچوب مفهومی عدالت فضایی در برنامه ریزی شهری با محوریت مفهوم عدالت در مکتب اسلام" ( از ابتدا تا انتهای متن نتیجه گیری)

 


پاسخ سردبیر:

 
 
     
  فرامرز رستمی  
  سلام. لطف می کنید بفرمایید منبع این مطالب از کجاست؟؟؟؟؟

 


پاسخ سردبیر:

 
 
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی: