مواظب باشید،حزبی نشوید
ارسال پیام صوتی با سرویس پیامک صوتی ایرانسل
نویسنده: زهره رحیمی

مواظب باشید، حزبی نشوید! (یک)

فرهنگ و عادت حزب هراسی ویژه جامعه ما نیست و به امروز و دیروز هم محدود نمی‌شود. اما به درازا کشیده شدن و گسترش آن همیشه مایه ناخرسندی است. چرا که موجب کمرنگ شدن و فقدان مشارکت سیاسی مردم می‌شود. از سوی دیگر امروزه تقریبا تمام شهروندان امکان دسترسی به رسانه‌های داخلی و خارجی را دارند و میتوانند ریشه‌ها و عوامل ایجاد و رشد فرهنگ سیاست‌گریزی و حزب هراسی را کشف و درک کنند، پس انتظار می‌رود این هراس رو به زوال گذارد.

در کشور ما، حزب‌هراسی علاوه بر اینکه از سوی خانواده و نزدیکان و مردم کوچه و بازار ترویج می‌شود، بوسیله نهادهای قدرت به افکار عمومی القا می‌شود. این کار از دو طریق صورت می‌گیرد. یکی کژ تعریف کردن و بدنام کردن احزاب و تحزب، و دوم فراهم نکردن شرایط شناخت، درک و مشارکت مردم در فعالیت‌های حزبی و پرهزینه کردن و ایجاد موانع برای متقاضیان در مسیر کنش حزبی. در این شرایط است که شما با جامعه‌ای مواجه می‌شوید که حزب، همچون کاشانه‌ای پلید است و حزبی بودن یک جور ناسزا !!!

ولی گسترش و تعمیق حزب‌هراسی و لولوخورخوره ساختن از فعالین حزبی، چه دستاوردی دارد؟

دستاورد حزب هراسی اینست که هرگونه حذف و طرد کنشگران حزبی از سوی نهادهای قدرت، از پشتیبانی مردمی برخوردار می‌شود. اگر هم پشتیبانی مستقیمی از سوی مردم صورت نگیرد، دستکم بخاطر هراسی که سالهاست در دل آنها ریشه دوانده است از بروز حساسیت و واکنش همدلانه با این دسته از کنشگران سیاسی در مواقع ضروری اجتناب خواهند ورزید. در نهایت هرجا و هر زمانی که احزاب و کنشگران حزبی میتوانند در برابر قربانی‌شدن منافع عمومی از سوی ساختارهای قدرت، قد علم کنند و حامی حقوق مردم باشند، صاحبان قدرت با کمترین هزینه، این تهدید را از پیش پای خویش برمی‌دارند. در عین حال فراموش نکنیم رواج امری که سالها مردم آنرا قبیح و ناپسند می‌شمردند، به مراتب دور از دسترس‌تر و تاخیری تر و ناممکن‌تر خواهد شد و فرصت جولان بیشتری برای صدرنشینان فراهم خواهد کرد.

متاسفانه جامعه ما هم از این آسیب مبرّا نیست. حتی نهادهای مدنی و فعالین اجتماعی ما هم که باید چون موزاییکی در کنار موزاییک احزاب، پازل جامعه مدنی را تکمیل کنند، طوری از کنار کنشگران حزبی عبور میکنند که رنگی نشوند.

در این شرایط دیگر لازم نیست نهادهای قدرت با هر پدیده‌ی چالش‌برانگیزی به طور جداگانه برخورد قهری و هزینه‌بر از خود نشان دهند، بلکه کافیست در مواقع لازم به آن پدیده‌ها انگ سیاسی بزنند، لذا خودبخود واکنش عمومی و مردمی علیه آن بروز نموده و بدون آلوده‌کردن دستان خویش، پروژه حذف و طرد منتقدان و مخالفان با موفقیت پیش خواهد رفت.

داستان امروز شورای شهرِ ما نیز حکایت تلخِ لولوخورخوره‌ی سیاسی است. پیش از این طوری فرهنگ‌سازی شده که تنها کافیست از طریقی، این پیام به مردم مخابره شود که یک نهاد یا یک پدیده مانند یک سمن، یک هنر، یک اثر ادبی و یا یک شورای شهر سیاسی شده است. کافیست اعلام شود که احزاب در حال اِعمال نفوذ بر این نهادها و پدیده‌ها هستند. آنوقت طبق خواست نظم حاکم، بازوی مردمی بدون دخالت مستقیم ساختارهای قدرت به راه می‌افتد و حزب هراسی با تجلی مردمی‌اش امکان هرگونه نفوذ و حضور را از کنشگران سیاسی مردمی در این عرصه ساقط می‌کند. کنشگرانی که حضورشان نه تنها برای مردم تهدید نیست که به توزیع قدرت یاری می‌رسانند.

مواظب باشید، حزبی نشوید! (دو)

همانطور که در یادداشت نخست اشاره شد، تعریف کژ از سیاست و انگ سازی از کنش سیاسی دو ترفندِ نظام سلطه است.

داستان امروز شورای شهر ما نیز حکایت هر دوست. لذا ضروریست که شهروندان با آگاهی و تدبیر به موضوعات اجتماعی سیاسی پیرامون خود بنگرند و با بینش دقیق نسبت به مسائل موضع گیری کنند.

برای مصونیت از اَنگ سازی سیاسی در امور شورا ملاحظاتی وجود دارد. از جمله لزومِ درک تفاوت بین سیاسی شدن شورا و تاثیر کنشگران سیاسی در وقایع شوراست. این دو از هم متفاوتند و مرز روشنی دارند.

چنانچه احزاب صرفاً بر اساس شاخصها  و ملاک های سیاسی قصد جایگزینی سیاسیّونی با رویه و اهداف سیاسی را در شورا داشته باشند، این امر سیاسی شدن شورا نام می گیرد و در شورای شهر که برجسته‌ترین نهاد مدنی محسوب میشود، قابل تایید نیست. امّا چنانچه کنشگران سیاسی، بواسطه شناخت و درکی که از ساختارهای قدرت دارند و میتوانند سناریوهای احتمالی که برای مدیریت شهر متصور است را پیش بینی کنند، وارد فرایند شده و هر جا، تهدید منافع عمومی شهروندان در پیش بود، از توان و نفوذ و انرژی خود برای پیشگیری از چنین شرایطی استفاده کنند، نه تنها نکوهیده نیست که معنای سیاسی شدن شورا را نیز نمی دهد. این شکل حضور و مشارکتِ کنشگران سیاسی عین رخدادیست که باید در هر جامعه رو به رشدی بروز کند.

اما شما براحتی ملاحظه میکنید که برخی، با خِلط کردن این دو مقوله باهم، هرگونه حضور کنشگران حزبی در فرایند را سیاسی شدن میخوانند و فضا را برای تخریب و نفی باز میکنند. تاسف آورتر اینکه بخش زیاد آن را طبق یادداشت نخست به دست شهروندان پیش میبرند.

در ترفند دیگر که تعریف کژ و انحرافی از مفاهیم است نیز مصادیق متعدد داریم.

اینکه تعریف "سیاست" را در ذهنها و باورها تنها مترادف قدرت و حاکمیت نهادینه کنیم و نه به عنوان مهارت مدیریتی در اداره کردنِ شرایط و چالشها و منابع طی تعاملات انسانی و اجتماعی.

بطور نمونه مشاهده می کنیم که در بسیاری از اخبار و گزارشاتِ انتخاب شهرداران، "لابی‌‌گری‌" با چه رویکرد تخریب گرانه ای نگریسته میشود و به عنوان یک رفتار ناپسند بر سر زبانهاست. اما حقیقت اینست در شرایطی که گروه های مختلف با چند الگوی فکری برای انتخاب شهردار دست به کار میشوند. همه شان علاوه بر پیروزی، مایل هستند منتخب ایشان با رای حداکثری به این جایگاه برسد چرا که به نظر، یک منتخب با رای بالا میتواند مقتدرانه‌تر و مستحکمتر گام بردارد و امکان پشتیبانی و همکاری‌های بیشتر و گسترده‌تری را پیدا میکند. پس طرفداران هر یک از نامزدهای شهرداری در پی افزایش میزان آرای نامزد خود خواهند بود. در این مسیر است که رایزنی‌ها و گفتگوها و لابی گری ها شکل می‌گیرد. هر گروه برای راضی و قانع نمودن طرف مقابل تلاش میکند و از تمام امکانات و توان و شرایطش بهره میگیرد. لذا لابی گری یک رفتار و مهارت حرفه ایست که به ما در اقناع کردن و گسترش حوزه نفوذ آرائ مان کمک میکند. نه یک جرم، خیانت یا بداخلاقی.

صد البته برخی از تلاشها از نظر سیاسی و اخلاقی مورد قبول هستند و برخی را هم نمیتوان تایید کرد. از جمله تلاش برای اثباتِ مستند و عقلاییِ توانایی‌ها، قابلیت‌ها و ویژگی‌های یک نامزد شهرداری در قالب بحث و گفتگوهای خصوصی و یا جلب حمایت مردمی در این مسیر و فضاسازی رسانه‌ای، که همه را میتوان از اقدامات مثبت و قابل قبول دانست.

اما وعده و وعیدهای مالی و اقتصادی و موقعیتی، تهدیدات غیراخلاقی، توافقات غیرشفاف، فشار از سوی نیروهای بالادست با قصد انحصارطلبی و سهم‌خواهی، تخریب و توهین و تحقیر رسانه‌ای، هرگونه تخلّف و تقلب، عدم رعایت توافقات و قواعد جمعی و جوّ سازی های تخریبی و غیرمستند از جمله اقدامات منفی و نکوهیده و غیرقابل پذیرش در این مسیر هستند که شاید از سوی برخی نیروها و جریانات نیز سر زده باشد.

لذا با نگاهی به نکات بالا به نظر میرسد، تنها راه پیشگیری از چنین آسیب‌هایی کسب آگاهی، حضور و مشارکت مسئولانه و فارغ از تعصبِ شهروندان و هوشیاری و هوشیاری و هوشیاری در مسیر درک منافع عمومی و ایجاد فضای گفتگو، پیراسته و مبرّا از هژمونی قدرتمند تک گویی، در نظام سلطه است.

 

زهره رحیمی عضو حزب اراده ملّت ایران

 


 
نظرات بازدیدکنندگان محترم
هیچ نظری یافت نشد
 
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:    
آدرس ایمیل:    
متن نظر:    
   

 

کد امنیتی: