تاریخ درج خبر: 1397/05/12

شفافیت سیاسی در اسارت واژگان

کد خبر: 1883

افشین فرهانچی- زهره رحیمی

 

 شفافیت سیاسی در اسارت واژگان

اصلاح‌طلب، اصولگرا، تحول‌خواه، برانداز، معتدل، طرفدار نظام، اپوزسیون، انقلابی و صدها واژه و مفهوم دیگر امروز هرچند در انتقال ساده و زودهنگام مقصود به مخاطب، به ما یاری می‌رسانند اما به مانعی در مسیر کنشگری برای بهبود وضعیت و برون‌رفت از بحران موجود کشور نیز بدل شده‌اند. چرا که هر کدام از اینها جدای از بارمعنایی و تاریخی خود تحت تاثیر پروپاگاندای حاکمیت‌ و سپهر واکنشی جامعه به تفسیر آن قرار گرفته و دستخوش ارزش‌داوری‌هایی شده‌اند که فرصت کنشگران را به جای برداشتن گام‌های عملی، صرف اثبات معنا و ماهیت خود می‌کند. و اینچنین، معدود فرصت‌های مبارزه و اصلاح را به هیچ می‌کشاند. از آنجایی که جامعه مدنی هم در تکاپوی نقد بی‌پروای این مفاهیم است، باعث می‌گردد برخی از کنشگران که پویایی‌شان می‌تواند برای شرایط امروز کمک‌کننده باشد، درگیر پالایش ادبیاتِ گفتمانی در افکار عمومی بشوند و یا به موضع تدافع و انفعال بیفتند و منزوی‌ گردند. لذا ضرورت دارد به جای دفاع از واژگان و یا ترس و بیزاری و تبرک و تحسینِ برخی مفاهیم و عبارات، با هرچه روشنتر کردن مواضع و راهکارها، واژگان را فارغ از پیش‌داوری‌ها در خدمتِ راهبردهای عملی بگیریم و همراه خود بکشانیم.

با این تفسیر در شرایط فعلی ایران، یک کنشگر و دردمندِ واقعی با چوب اصلاح‌طلب، انقلابی یا برانداز کسی را از صحنه‌ی مبارزه برای وطن طرد نمی‌کند. مهم آنست که هرکسی قصد یاری دارد مناسبت خود را با چند اصل لازم برای تغییر، روشن کند تا بر این اساس، جامعه بتواند به هواداری یا مخالفت از مسیرش داوری نماید.

در این چارچوب، نگارندگان به عنوان بخشی از کنشگران سپهر سیاسی، با مرور کوتاهی بر آنچه هست و باید باشد، مناسبت خود را نه در قالب واژگان که با اعلام شفاف رویکرد به مسائل ایران برای مخاطبان گرامی شفاف می‌کنند.

این روزها از سوی محافل کارشناسی و غیرکارشناسانه برای برون‌رفت از وضعیت کنونی، در ایران آدرس‌هایی تجویز می‌شود که به زعم ما این آدرس‌ها نادرستند:

  1. بازگشت خاندان پهلوی یا دیگر گروه‌های اپوزسیون
  2. تغییر دولت به دولتی نظامی یا دولتی اقتدارگرا
  3. روی‌آوردن به چهره‌های پوپولیستی با برنامه‌ها و شعارهای عوام‌گرایانه که فاقد رویکرد مشخص و توسعه‌‌گرایانه هستند
  4. تمرکز بر مفسد به جای جریان و سیستمِ فساد، و اصرار بر حذف فیزیکی و اعدامِ مفسدین به جای انسداد و خشکاندنِ مجاری فساد
  5. مذاکرات پنهانی، غیرشفاف و بدون نظارت مردمی با غرب یا شرق
  6. شیخوخیت‌گرایی و واسطه‌کردن چهره‌هایی چون جناب خاتمی و متوسل شدن به افراد
  7. ارجاع نمودن تصمیم نهایی به کلام و پیامِ یک شخص همچون ارجاعِ تمام امور مملکتی به تصمیم رهبری

از آنجاکه این پیشنهادات و راهکارها با درجات متفاوت، هر کدام مورد استقبال بخشی از جامعه قرار گرفته‌اند، ضرورتِ تعجیل هرچه بیشتر در اقدامی کارگشا از سوی دست‌اندرکاران و دغدغه‌مندان در ایران را گوشزد می‌نماید. راه‌حل برون‌رفت از شرایط موجود ایران و هر کشور مشابه دیگری، تنها از درون یک دولت، مجلس و حاکمیت متعلق به مردم و حکمرانی مردم‌سالارانه بیرون می‌آید. در چنین ترکیبِ مردم‌محورانه‌ای‌ست، که اعتماد ملت جلب می‌گردد. برای این مهم چند گام فوری توصیه می‌گردد:

  1. تمرکز و تاکید یک‌کلام بر صلح و پیشگیری از بروز هرگونه جنگی. مسئولین باید با هر روش ممکن و موجودی در سیاست بین‌المللی مانع از ورود ایران به هر جنگی شوند و از هرگونه تنش‌آفرینی و جنگ‌آفرینی با کشورهای دیگر پرهیز نمایند و از حرکات و گفتاری که میتواند به چنین منازعاتی دامن بزند، اجتناب کنند.
  2. عزم و اراده‌ی توام با عمل در جهت مبارزه با فساد. بررسی و پیگیری عادلانه‌ی تمامی موارد غارت، اختلاس، سودجویی و هر تخلف اقتصادی دیگر، همراه با بازگرداندن تمامی اموال رد و بدل شده به صندوق ذخیره ملی کشور. اصلاحِ ضربتی و عاجلانه‌ی دریافتی‌ها، امکانات و تسهیلات دولتی که در اختیار مسئولین در هر رده قرار داده شده است. آزادی رسانه‌ها در رصد و انعکاس مرحله به مرحله‌ی این فرایندها.
  3. تقسیم کردنِ بار اقتصادی در جامعه در کوتاه‌مدت بطوریکه به کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقات محروم بینجامد.
  4. پرهیز و بازنگری در صدور احکام قضایی تنش‌آفرین در باب پرونده‌های سیاسی، عقیدتی و صنفی و پرهیز جدی از اجرای احکامی که می‌توانند به تنش‌های اجتماعی، قومیتی و جنسیتی دامن بزنند.
  5. پرهیز مسئولین از مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایی که محتوای تند و تنش‌زا دارند.
  6. تغییر رویکرد صدا و سیما و سایر تریبون‌های موجود از نگاه انحصاری به نگاهی ملی. از رویکردِ تفرقه‌افکنانه به سمت یکپارچگی و از تک‌صدایی به تکثر.
  7. دعوت و استفاده از ظرفیت تمامی نخبگان، کارشناسان و متخصصانی که در داخل و خارج از کشور برای معضلات موجود راهکاری توسعه‌محورانه دارند.

اینها اشاراتی به اقدامات کوتاه‌مدت بود. اما در درازمدت کشور باید پس از برداشتن گام‌های نخست، در اولین انتخابات پیش‌رو دست به انتخابات آزاد بزند. انتخاباتی که پیش از این ایران تجربه‌ای از آن را نداشته است. ضروری‌ست که با حذف هرگونه نظارت استصوابی برای استیلای نظر ملت و شایسته‌سالاری، بسیجی همگانی و سیستماتیک برای روی‌کار آمدن نمایندگان واقعیِ مناطق، قومیت‌ها، اقلیت‌ها، اصناف و طبقات اجتماعی مختلف جامعه شکل بگیرد.

در گام مهم دیگر باید جهت خروج نیروهای نظامی‌امنیتی از اقتصاد کشور و شفافیت مالی و موسساتی در واگذاری‌ها، قراردادها، تسهیلات و پروژه‌های عمرانی و .... اصلاحات ساختاری و سیاسی صورت پذیرد. شفاف کردن جزء به جزء هرگونه قرارداد سیاسی و تجاری که از سوی ایران با دیگر کشورها منعقد می‌گردد و لزوم شفافیتِ هرگونه حضور مستشاری، نظامی و دیپلماتیک نیروهای ایرانی و همینطور سرمایه‌های در گردش یا بودجه‌ی ایران در سراسر دنیا.

باتوجه به نکاتِ بالا، نوع موضعگیری هر سیاستمدار و شهروندی با در نظر داشتن پیشینه‌ی سیاسی وی، نسبت به مسائل مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و مدیریتی کشور فارغ از عناوین و القاب تحول‌خواه یا اصولگرا نسبت وی را با خواست و نیاز مردم و مسائل امروز و آینده‌ی ایران روشن می‌سازد.

مرداد 1397

افشین فرهانچی- زهره رحیمی

هموندانی از حزب اراده ملت ایران