تاریخ درج خبر: 1397/08/02

گزارش نشست تحلیلی حامای همدان در رابطه با بیانیه کنگره نهم حزب - 2

کد خبر: 1964

در این نشست آقایان مجاهد، رعایای و مسلمی حضور داشتند

 

روز سه‌شنبه یکم آبانماه 96 در دفترحامای همدان پای صحبت‌های سه میهمان بزرگوار نشستیم تا بیانیه‌ی نهمین کنگره حزب اراده ملت ایران را به نقد بنشینیم. میهمانان ما آقایان حسین مجاهد فعال سیاسی، مجید رعایایی کنشگر کارگری و عضو سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران و رضا مسلمی فعال کانون صنفی معلمان بودند. 5 پرسش به ترتیب از این بزرگواران پرسیده شد که به ترتیب تقدیم مخاطبان می‌شود. بخش اول این میزگرد در قسمت قبل تقدیم گردید و اینک ادامه پرسش و پاسخها:

پرسش چهار- زهره رحیمی به نمایندگی از حامای همدان پرسید: حزب اراده ملت ایران فکر می‌کند احزاب باید گروه‌های هدف خود را مشخص کنند. به دنبال این ضرورت، حاما تلاش کرده است تا شفافتر به بیان این مهم بپردازد. مزدبگیران، کشاورزان، کسبه خرد و کارآفرینان محلی، گروه‌های هدف حاما هستند. حالا پرسش حزب از میهمانان گرامی اینست که آیا شما به عنوان افرادی از این اقشار، وجاهت و رسمیتی برای این ادعای حاما قائل هستید؟ و این سخنگویی را در چه شرایطی می‌پذیرید و تایید می‌کنید؟

حسین مجاهد (فعال سیاسی):  اعلام شفاف مواضع و ذکر گروه‌های هدف توسط احزاب خیلی هم خوب است. وقتی احزاب روی طبقه و گروه خاصی متمرکز می‌شوند، طبیعتا پایگاه رای آنها نیز همان طبقات و اقشار خواهند بود. حزب هم در همین بستر، نمایندگانی را برای تحقق شعارهای مرتبط با منافع این گروه‌ها در ارکان قدرت خواهد فرستاد. هنوز هم دیر نشده که احزاب به این مهم بپردازند. این تعیین تکلیف احزاب و جامعه ضروری است. اما فراموش نکنیم که مثلا وقتی ما می‌گوییم ایران برای همه ایرانیان، یعنی بدون لحاظ هرگونه تفاوت و تبعیضی باید از حقوق هر ایرانی فارع از دین و مذهب و قومیت او دفاع کنیم. و این بار و مسئولیت را باید بپذیریم. مثلا دیدگاه جناب مصباح در فضای سیاست، کاملا شفاف است و آدرس غلط به جامعه نمی‌دهد. مخاطب سیاسی، تکلیفش با گفتمان مصباح روشن است. منتهی هستند بسیاری سیاسیون دیگر، که همین گفتمان مصباح را بصورت غیرشفاف و مبهم و بلاتکلیف پیش می‌بردند و جامعه را به سردرگمی می‌اندازند. لذا احزاب بسیار نیازمند شفافیت هستند و اصلاح‌طلبی و اصولگرایی مفاهیمی بسیار کلی محسوب می‌شوند. حالا در خصوص پذیرش این مسئولیت یعنی سخنگویی اقشار مزدبگیر و عملی کردن خواستهای آنان باید بگویم که  اگر ما دولت و اصلاح‌طلبان را نقد می‌کنیم، خودمان را هم نقد کنیم که وقتی چنین وعده‌هایی مثل دفاع از حقوق مزدبگیران را سر می‌دهیم آیا توان و وحدت لازم را برای عملی‌کردن آن را داریم؟ واقعا ببینیم چنانچه این شعار، عملیاتی و ممکن نیست، وعده کاذب به ملت ندهیم. اجازه دهیم اگر وضعیت بگونه‌ایست که وعده‌ها در ساختار ایران، به هیچ روی امکان بروز و تحقق ندارند. و در عین حال ظرفیت تغییر ساختار وجود دارد این تغییر رخ بدهد و ما با وعده کاذب مانع تغییر نشویم.

مجید رعایایی (کنشگر کارگری):  کسی مرا گفت دردت چیست که زمین و زمان را به دشنام گرفته‌ای؟ گفتم : درد من جیب خالیست. درد من قسط‌های عقب‌افتاده است. درد من دادگستری‌هایی‌ست که جز اتلاف وقت مرا زحمتی نداده‌اند.   "بخشی از واگویه‌های وارتان"

 دردِ  مزدبگیران روشن است. حاما برای ما مزدبگیران چه کرده است؟ کلا در تاریخ این مملکت اگر احزاب را بخوانید و رصد کنید غیر از بیانیه‌سازی، برای قشر کارگر چه کرده‌اند؟ وقتی شما (حاما) چنین متنی را با اشاره‌ی مکرر به مزدبگیران ارائه می‌کنید. منِ کارگر حتما خواهم پرسید که شما بطور مثال در خصوص بند 6 این بیانیه دقیقا چه گام عملی برداشته‌اید؟ آیا شما اتاق کارگری دارید؟ آیا بر این امر تمرکز کردید؟ نکردید... فقط به بیانیه بسنده می‌کنید. حالا ما هم چند ماه دیگر از شما خواهیم پرسید که پیرامون این بیانیه برای ما چه کرده‌اید؟

رضا مسلمی (فعال کانون صنفی معلمان):   از دیدگاه من اینکه شما سخنگوی اقشار مزدبگیر باشید چیز بدی نیست. اما منِ معلم برای این سخنگویی، وجاهتی قائل نیستم. احزاب بطور اعم و حاما بطور اخص، چه واکنشی در خصوص حقوق کارگران و معلمان داشته‌اند؟ در خصوص کمبود حقوق، بازداشت و زندانی کردن و احکام سنگین قضایی برای فعالین این اقشار، کل احزاب و حزب شما چه کار مشخصی کرده‌اند؟ سخنگویی، بدون موضعگیری چشمگیر و عملی، در خصوص این مسائل دردی از این اقشار دوا نمی‌کند. در این بی‌عملی، سخنگو بودن و نبودن توفیری ندارد. موارد نقض حقوق معلمان، همچون مورد علیرضا قنبری که مملو از مراحل تامل‌برانگیز است، در کدام مرحله و کدام زمانش، شما کنار ما قرار گرفتید؟ در حوزه معیشت و منزلت و مطالبات ما معلمان، حزب شما و کلا احزاب چه کاری برای ما معلمان کرده‌اند؟ شما خانم رحیمی به عنوان نماینده حاما در این میزگرد دقیقا در این چالشها و مشکلاتی که ما معلمان با آن دست ‌به گریبانیم چه کرده‌اید؟

 

پرسش پنج- زهره رحیمی به نمایندگی از حزب اراده ملت ایران پرسید: در آخرین پرسش لطفا بفرمایید آیا موضوع و مسئله مهمی در کشور هست که باید در این بیانیه گنجانده میشد ولی مغفول مانده است؟ لطفا نقد نهایی خود را به متن بیانیه جمع‌بندی بفرمایید. سپاسگزارم.

حسین مجاهد (فعال سیاسی):  مطالبات مردم و شعارهای ایشان نشان داده است که از بحث‌های رایج در جبهه اصلاح‌طلبی عبور کرده‌اند. پس ما لازم است نقش خود را در برابر انباشت این مطالبات معلوم کنیم. ما تکلیف خودمان را روشن کنیم. نمی‌شود همچنان پاهای خود را در هر دو سمت رود بگذاریم. ما باید از خودمان بپرسیم شعارهای تندی که در اعتراضات اخیر از زبان مردم خارج شد، چه ریشه‌ای دارد؟ تا کِی قصد صبرکردن داریم. آیا ما باید صبرکنیم تا وضعیت به حالی درآید که فرصت‌طلبانی که سابقه مشخصی دارند برای مملکت تعیین تکلیف کنند؟ در شرایطی که آسیب‌های اجتماعی ریز و درشتی در جامعه مشهود است باید که با جدیت بنشینیم و کاری کنیم. اگر این جریانِ مردمی به سمت حرکات رادیکالی پیش برود، ما جز نظاره نمی‌توانیم کاری بکنیم. مردم به جایی رسیده‌اند که می‌گویند من آنقدر از وضع موجود در تنگنا هستم که هرچه می‌خواهد بشود، بشود. در چنین وضعی آیا ما باید بنشینیم و نظاره کنیم؟ و مملکت دچار آسیبِ "هرچه می‌خواهد بشود"، بشود؟ احزاب باید داد بزنند. باید درد جامعه و مردم را فریاد بزنند.

مجید رعایایی (کنشگر کارگری):  ممنونم از حاما که جسارت کرده است و در چنین شرایطی، بیانیه‌ای را ارائه نموده است که مفاهیم و اشاراتی در آن وجود دارد که فضای بسته و محدودِ موجود را به چالش می‌کشد. پس از حاما ممنونم. اما کوتاه سخن اینکه عدم ارائه‌ی یک پیشنهاد راهبردی در ارتباط با موضوعات اقتصاد، فرهنگ، معیشت، و عدم داشتن نقد درستی بر نظام جاری از جمله نظام کاهش هزینه‌های سلامت یا بی‌توجهی به محیط زیست، مهمترین ایراد و نقص کار است. ما مزدبگیران امروز نیاز به بیانیه‌سازی نداریم. این متون فقط توقعات ما را بالا می‌برد و از احزاب، مجموعه‌هایی ابرگونه می‌سازد که از بیرون پرحجم اما از درون تهی هستند. ما امیدواریم روزی برسد که اگر برای حزب به مثابه حزب، کارکردی وجود داشت، راست و چپ و میانه و اصلاح‌طلب و اصولگرا و معتدل و غیره، همه بتوانند نیروهای خود را جذب و گروه‌های هدف خود را سازمان بدهند و جنبشی را براه بیندازند.

رضا مسلمی (فعال کانون صنفی معلمان):  بیانیه بسیار بیانیه خوبی است و راهکارها هم خیلی خوب است. اما مسئله اینست که حاکمیت معترف به خیلی از این آسیب‌ها نیست و مدعیِ رفتاری بدور از این آسیبهاست. حاکمیت اول باید بپذیرد که ایراد دارد، بعد که پذیرفت، با منتقدانش مثل دشمن رفتار نکند. ایراد مهم دیگر این بیانیه که معمولا بیانیه‌های صنفی هم چنین نقصی دارند، این است که به نقش مردم اشاره نمی‌شود. به مسئولیت و کاری که مردم باید بکنند تاکید نمی‌شود. به نظر بنده در همدان، حاما کاراترین حزب است. حزبی‌ست که چارچوب‌های حزبی را رعایت می‌کند و انتظار میرود که علاوه بر صدور بیانیه درعمل هم حامی اقشار مزدبگیر باشد.